یافتن پست: #پاهایش

بهناز جوجو
بهناز جوجو
دیدگاه  •   •   •  1393/09/24 - 20:50
+5
sonya
sonya
دیدگاه  •   •   •  1393/07/6 - 21:07
+8
mohamadjavad
mohamadjavad
خدایادستانی دردستانم قرار بده که پاهایش بادیگری راه نرود
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/5 - 03:08
+3
yagmur
yagmur
دیدگاه  •   •   •  1393/04/26 - 17:23
+5
SADAF.SHAHLAI
SADAF.SHAHLAI
خدایا دستانی را در دستانم قرار بده .....که پاهایش با دیگری پیش نرود...{-47-}
دیدگاه  •   •   •  1393/04/3 - 19:50
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/7 - 10:31
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 21:09
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/27 - 20:36
+4
saeed
saeed

چشمان یخ بسته کودک کولی دوخته به یک لیوان چای گرم شاید دستهایش بتواند گرمای لیوان را لمس کند شاید جرعه ای گرما بنوشد ولی پاهای یخ زده اش مجال حرکت ندارد. کاش توانی داشت .از کوچه های بیکسی میگذرد بوی مرغ بریان از خانه ای سراسر وجودش را فرا میگیرد پاهایش سست میشود کنار پنجره ای می ایستد تا شادی را بنگرد. خانواده کنار شومینه غذای گرم هدیه کریستمس آه شاید او نیز میتوانست هدیه ای داشته باشد. از کوچه حسرت میگذرد برف میبارد به آسمان می نگرد دستهایش دیگر حرکت نمی کند چشمانش یخ زده گوشه ای مینشیند گرمای موسیقی عجیبی او را جذب میکند یک موزیک ملایم یک نوای دلنشین کاش او هم میتوانست بنوازد چشمانش را بر روی هم میگذارد سوز هوا بیشتر شده شدت برف تندتر.تمامی وجودش یخ زده نوری او را احاطه میکند با صدایی دلنشین که او را فرا میخواند چشمانش را باز میکند در آغوش نور جای میگیرد.


این بهترین هدیه کریستمس او بود

دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 13:11
+2
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:37
+1
صفحات: 1 2 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ