
در تمام ساقه ی احساس من باز می پیچد نگاه روشنی خوب می فهمم که میخواهد مرا باز می گوید تو دنیای منی کاش می شد تا که می گفتم به او دختر رویا و شعرش نیستم من اسیر غربتی دیرینه ام کاش میشد تا بگویم کیستم!؟ این وسط او عشق میخواهد ز من من که سنگی سرد و تیپاخورده ام یک نشان از زندگی در من که نیست سالها پیش از تولد مرده ام....
|
(4 ) |










1392/05/3 - 12:08 ( لايک توسط 1 کاربر )




1392/05/3 - 12:08