CARLO
دسته:فاقد دسته بندی
72 کاربر

3661 پست

       
آخه نیاز به توضیح نداره....مشخصه چیه
پاتوق همه بچه های پاتوقه

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

CARLO

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 72 کاربر · 3661 پست
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
شاهکاره
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 17:09
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
{-8-}{-8-}{-8-}{-8-}{-8-}{-8-}{-8-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 17:05
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 17:01
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
vaghean
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:53
+4
roya
roya
در CARLO
وقتی خوشحال هستی قول نده
وقتی عصبانی هستی جواب نده
وقتی ناراحتی تصمیم نگیر . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:45
+4
roya
roya
در CARLO
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل بستن
به طاووسیست که تنها زیبایی دارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:40
+5
roya
roya
در CARLO
وقتی کسی به شما نیاز دارد
گفتن : ” گرفتارم” بسیار آسان است.
اما وقتی شما به کسی نیاز درید
شنیدن: ” گرفتارم” بسیار دردناک است . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:32
+3
roya
roya
در CARLO
توی رابطه هاتون گاهی سنگ بندازین
تا عمقش براتون مشخص بشه . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:29
+3
roya
roya
در CARLO
سلام مهربون وارد خونه شد و چشمش که به دیوار افتاد بهت زده شد! دختر کوچولو تکه بزرگی از کاغذ دیواری رو کنده بود! نتونست خودش رو کنترل کنه و حسابی سرش داد زد و ... فردا روز پدر بود. دخترک ، قوطی کوچولوئی رو که با کاغذ دیواری کادو پیچ کرده بود آورد و گفت : بابائی روزت مبارک ، خیلی دوستت دارم. خدای من! حالا چکار کنم؟ همون طور که کاغذ دیواری رو از دور قوطی باز می کرد ، ذهنش مشغول اتفاق دیروز بود. در قوطی رو باز کرد. خالی بود! بازعصبانی شد و گفت : این که خالیه! و جواب شنید که : پره پدر! پر از بوس! باباجون چند ماهه هر وقت که می خوام بخوابم این قوطی رو محکم بغل می کنم و کلی بوس واسه تو می ذارم توش ، بوس هام رو ندیدی؟! پدر که خیلی شرمنده شده بود ، فکر می کرد چجوری باید رفتارهای غلطم رو جبران کنم؟ سه روز بعد ، دختر کوچولو در سانحه ای جونش رو از دست داد. و پدر موند و اون قوطی. شب ها قوطی رو محکم بغل می کرد و یکی یکی بوسه های خیالی رو از توش در می آورد و روی گونه هاش می گذاشت و پهنای صورتش رو اشک می پوشوند... ولی یادمون باشه تا عزیزامون هستند و هستیم ، رد عشق رو هم تو زندگی هامون ببینیم و بگذاریم.
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:26
+2
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 14:07
+3