این روزها خسته تر از انم که بخواهم گله کنم از ادم هایی که خواسته یا ناخواسته دلم را شکستند… نه پایی برای رفتن دارم نه دلی برای کندن… آرام و بی صدا گم میشوم در تمام حرفهایی که نشنیده گرفته شد ، تمام اشکهایی که نادیده گرفته شد و تمام "منی " که از یادها رفت…. دنیایتان ارزانی خودتان … من دیگر بازی نمی کنم.