تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 108020
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آسمان گفت که امشب ، شب توست
سرخی صورت گل ، از تب توست
آنچه تا عشق مرا بالا برد
بوسه گاهیست که نامش لب توست
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:59
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در کف‌مان کلیدی است

که قفلش را

گم کردیم.



آبی در هواست

که مَشربه‌یی نداریم.



کلماتی

که مدادی نداریم.



آوازی

که دهانی نداریم.



ساعتی

بی عقربه.



دستی

و تنی نداریم.



آیا زمان

به انتظار کسی خواهد ماند

با سوزنبانی که در جوانی خود مرده است . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:58
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ نیایشی بزرگ تر و عمیق تر از شاد بودن وجود نداره ...

هیچ شکری نمی تونه جای شادمانی و لبخند رو بگیره...

چرا که شادی یگانه نشانه راضی بودن از زندگی است ...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:57
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
روزگار غریبی است نازنین...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد... شاملو
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:55
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من هم شبی به خاطره تبدیل میشوم
خط میخورم زهستی و تعطیل میشوم
من هم شبی به خواب زمین میروم فرو
بر دوش خاک حامله تحمیل میشوم
من هم شبی قسم به خدا مثل قصه ها
با فصل تلخ خاتمه تکمیل میشوم
قابیل مرگ، نعش مرا میکشد به دوش
کم کم شبیه قصه هابیل میشوم
حک میکند غروب، مرا شاعری به سنگ
از اشک و آه و خاطره تشکیل میشوم
یک شب شبیه شاپرکی می پرم ز خاک
در آسمان به آیینه تبدیل میشوم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:53
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابام داشت به دوستش شنا یاد میداد

گفت حالا پاهای عقبتو تکون بده !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مجنون به قصه ی خود باز گرد اینجا لیلی با همه ی مجنون ها محرم است به جز مجنون خودش !!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:50
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر نشدیم حداقل....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین که پسر نشدیم بزرگترین نعمته بقرعــآآآآآآآآآ آآآن ؛
پسرا به خودشون نگیرن، من عمّم پیره، مریض احوالم هست.... مراعات کنین لُطفا..!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شاید تو همان گمگشته ی ازلی من باشی.
همان نیمه ی گمشده ی روح نا آرامم.
همانی که در طلبش روزگاری هرچقدر گشتم،
نیافتم و ناگزیر ایمان آوردم به افسانه بودنش.
همانی که هرگز نبود
ولی بودنش ناگریز بود و می ارزید به تمام بودنها و داشتنها ...
من خسته ام
از این راه طولانی که در طلبت و بی تو پیمودم.
دیگر رمقی برایم نمانده که بخواهم بودنت را اثبات کنم ؛
پس مهربانم،
خودت با صبوری بودنت را برایم اثبات کن و باش تا باشم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز توی برنامه تلویزیون:
مجری :رابین هودو دیدی؟
مهمان :فیلمش یا کارتونش؟
مجری :فرق نداره.
مهمان :نه
من :|:
مجری :|:
مهمون :|:
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:43
+3