تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 108393
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو ذهن شما هم
ابوریحان بیرونی و بوعلی سینا و سعدی و
زکریای رازی و خیام و باباطاهر قیافه هاشون یکیه !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:20
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

!! .. مـن آرومــــمـ .. !!

[ .. ولـﮯ قــــانــــونـــاً .. ]

!! .. مـن בاغــــــونــــمـ .. !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:19
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لبخندت رابه هر قیمتى خریدارم! شوخى كردم نخندى هزار تومن بیشترندارم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:18
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
طعم دهانت

سیگار ها را پر کرده است

لبانت

لابه بلای دود ها می رقصند و..

من آخرین پک را می زنم

اینبار هوای خندیدن داری

اشک چشم هایم را سد می کند

حیف آینه ها خیال را باور نمی کنند...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:17
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باران را به خانه دعوت کردم
آمد، ماند،‌ و رفت،
شاخه گلی برایم جا گذاشته بود.

آفتاب را به خانه دعوت کردم
آمد، ماند، و رفت،
آینه کوچکی برایم جا گذاشته بود.

درخت را به خانه دعوت کردم
آمد، ماند، و رفت
شانه سبزی برایم جا گذاشته بود.

تو را به خانه دعوت کردم
تو، زیباترین دختر جهان!
و آمدی
و با من بودی
و وقت بازگشت
گل و آینه و شانه را با خود بردی،
و برای من شعری زیبا
زیبا جا گذاشتی و من کامل شدم.

شیرکو بیکس
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:15
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دووووور شد

و رفتنش را

جاده

یکطرفه قضاوت کرد

مانده بودم

میان چرخ های سنگین ِ سکوت ،جدایی ، رفتن ،

بی برو/ برگـــــــــــــــــــرد لعنتی !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:12
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:09
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من سر ما خورده ام

نه از برف یا پنجره های نیمه باز

نگاه تو وقتی رفتی

دستانت به نشانه ی خدا حافظ

و لبانت که بی بوسه بسته شدند

همه یخبندان را توجیه می کرد و من

سر ما خورده ام در یک تابستان پر از خورشید...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:08
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:06
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک رقص دونفره
در تاریکی شب
زیر نور ماه
وقتی نور شمع ها
در تب و تاب است
نوای موسیقی
نوازش می کند گوش را
و گلهای روی میز…
گلهای رزِ روی میز…
گلهای رزِ سرخِ روی میز…
عطرشان پر کرده فضا را
دستانی که حلقه شده بدورت
پا هایی که تعقیب می کنند
لحظه به لحظه
هر قدمت را
چشمانی که مرور می کنند
خط به خط اندامت را
و لبانی که گره میخورند
گه گاه ، در لبانت…
بگذار خاطره سازیم
از این شب
از این شب که در آنیم
کس چه می داند
فردا شاید
نه من باشم و نه تو
زمانی برای اما و اگر نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:05