تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 109050
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بـه پنـدار تــــو:

جهانم زیباست!

جامه ام دیباست!

دیــــــده ام بیناست!

زیـانـــم گـــــــــویاست!

قفســــم طلاســـــــــــت!

به این ارزد كه دلم تنهاست؟...


رحیم معینی كرمانشاهی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می خواستم کنار تو باشم ولی نشد

پیکی به افتخار تو باشم ولی نشد

می خواستم به حکم دل خود ورق ورق

بازنده قمار تو باشم ولی نشد

می خواستم به واسطه اشک های خویش

یک چشمه از بهار تو باشم ولی نشد

حاضر شدم به شکل دو دستت در آیم و

عمری در اختیار تو باشم ولی نشد

وقتی که خسته می شوم از شهر بی حدود

زندانی حصار تو باشم ولی نشد

باران مهر باشی و من چون کویر لوت

عمری در انتظار تو باشم ولی نشد

بعد از هزار و یک «نشد» از یاس خواستم

خیام روزگار تو باشم ولی نشد...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:49
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیای ما اندازه هم نیست من عاشق بارون و گیتارم..........

من روزها تا ظهر میخوابم من هر شبو تا صبح بیدارم...........

دنیای ما اندازه هم نیست من خیلی وقتا ساکتم سردم..........

وقتی که میرم تو خودم شاید پاییزسال بعد

برگردم!!!!!!!!!!!!!.............

دنیای ما اندازه هم نیست میبوسمت اما نمی مونم............

تو دایم از آینده میپرسی من حال فردامم نمیدونم........

تو فکر یک آغوش محکم باش آغوش این دیوونه محکم نیست..............

صد بار گفتم باز یادت رفت "دنیای ما اندازه هم نیست"...............
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلیام هم هستن که وقتی باهاشون آشنا نشدی با خودت میگی "کاشکی با این آشنا بشم......
.
.
.
.
.
.

..."،و وقتی آشنا شدی با خودت میگی"گه خوردم"
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز داشتم 20 صفحه تایپ میكردم یهو یادم اومدم زبان کیبورد رو چك نكردم :/
كاملا مطمئن بودم كه اونی نیست كِه من میخوام تا سرمو بالا اوردم .... باورم نمیشد این بار خودش بود لج نكرده بود...
یك خط دیگه كِه تایپ كردم برقا رفت...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همــــــــــــــه چـــــــــــی آرومـــــــــــــه تـــــــو اَزم دل کَنــــــــــدی ...

خـــــوب بـــه جهنم رفتــــی ! تــو نبـــاشی ، بَعــــــــــــدی

والـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیگه وقتش رسیده مخاطب خاصم رو بهتون معرفی کنم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
من؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مخاطب خاص؟!

برو خجالت بکش
یه نگا به چهره پاک و معصومم بکن
به من میخوره آخه!
درسته کشته مرده خیلی دارم و کلی بهم پیشنهاد دوستی میدن
اما دیگه...
برو شرم کن
فکر اون دنیاتم بکن
به دختر مردم تهمت نزن
برو
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:40
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زدبازی رو دوست دارم چون:
وقتی شکست عشقی می خورم نکنی باور رو گوش میدم...
وقتی اعصابم خورده زندگی منه رو گوش میدم...
وقتی خوشحالم کوکولی کو رو گوش میدم...
وقتی اعصابم از یه رابطه خورده مال هم بودیم رو گوش میدم...
وقتی ناامیدم نباید وایسیم رو گوش میدم...
وقتی عاشقم برف و بارون رو گوش میدم...
دوست دارم چون حرف دلم رو تو پدر من میزنه...
فاز جدید بخوام داستان ما رو گوش میدم...
و کل تابستون یه آهنگی گوش میدم به نام تابستون کوتاهه...
واسه همینه که زدبازی دوست دارم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:37
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه روز چندنفر با یه اِصفانی رفته بودند جشنواره گل. تهرونیه میگه ماتهرون گل نرگسو دوست داریم ،

اِصفانیه میگه ما تو اِصفان میشینیم رو گُلی نرگس،شیرازیه میگه من ازگل گلایول خوشم میاد ،
اِصفانیه میگد،تو اِصفان ما میشینیم رو این گُلا دادا،

آبادانیه میگه از گل شقایق خوشم میادو اِصفانیه همون حرفو میزنه اونا هم تصمیم میگیرند
.
اصفهانیه رو اذیت کنند میگن تو از چه گلی خوشت میاد میگه،

ما تو اِصفان عِز گُلی کاکتوس خوشِمون میاد عا هرکی جراتشو دارد بیاد بشیند روش
(دم هرچی اصفهانیه گرم)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﺯ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﮔﺸﻨﻢ ﺧﻮﻧﻪ !
ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ : ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ!!
ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﮐﯽ ﺭﻓﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ!
ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ !!!! :|

ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﻭﺍﺳﺸﻮﻥ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ :|
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻢ ﮐﻢ ﯾﻘﯿﻦ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﭽﻪ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﯿﻢ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 15:34
+3