تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 109138
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اینقدر دوست دارم در روز محشر سر خدا خلوت باشه, بشینیم سر فرصت یه مقداری سر خلقت پشه با هم صحبت كنیم.
5 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:56
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عـــَــوضی کیستــــ ؟.
..
.
.
.
.
فردیست کـِ نه بهت ابراز علاقه میکنه،
نه قصد دوستی داره،
نه قصد ازدواج؛
فقط طوری رفتار میکنه باهات کـِ دیگران فک کنن رابطه ای بینتون هست.
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامان حیف نون بهش میگه پاشو سحره....










حیف نون هم بیدار میشه
و به خوبی و خوشی سحری میخوره !
شما مشکلی داری !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفتم بیا . . .


گفت پاهایم یخ زده !


و من به پایش سوختم !


گرم شد . . .


رفت به سوی دیگری ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدم باید یکی رو داشته باشه!
ساعت دو نصفه شب بهش اس ام اس بزنه،
بگه دلم گرفته...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.اونم بگه خفه شو
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:25
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به مامانم گفتم امشب تولدمه هااااا! گفت پس برو خونه رو مرتب کن زنگ بزنم خالت اینا بیان.
منم تریپ لوسی زدم گفتم مامان من امروز به دنیا اومدم نمی تونم که...
مامانمم رفت زیر پتو گفت منم تازه زاییدمت خستم!!!!!
خدایا این شادیا از من نگیر
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتیه دختری که دوست پسرشو با یکی دیگه دید؛ نرفت داد و بیداد راه بندازه آبروی پسره بره. قشنگ رفت سوار ماشینش شد و جُفتشون رو زیر کرد ... خیلی هم شیکو مجلسی . . .!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:18
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اون بار:

من نمی خواستم باشم

اما خودش از من خواست که باشم. خود خودش

احساس کردم فرق دارم



این بار:

من میخواستم باشم

اما او نخواست که من باشم. فقط من

احساس کردم فرق دارم



نتیجه گیری ریاضی:

یه اپسیلون بیشتر بعلاوه یه اپسیلون کمتر میشود صفر

به عبارت ساده تر: هیچ فرقی با هیچ کسی ندارم.

حالا شدم مثل همه



آخیش. راحت شدم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:15
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن…
حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب، حتما میگه:
الان اومدم بکشمت… اَه لعنتی پتو داره نمیشه!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:12
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تیر آرش در کمانم...نام ایران بر زبانم...
قله ها در زیر پایم...کهکشانها آشیانم...
سرکشم چون کوه آتش آتشم... آتشفشانم...
چون سیاوش پاک پاکم...همچو رستم پهلوانم...
کاوه ام آزاده مردم...تار و پود کاویانم...
من زماد و از هخایم...از ارشک ساسانیانم...
مازیارم...بابکم...من رهبر آزادگانم...
جشن یلدا جشن نوروز...هم سده هم مهرگانم...
نور خورشید نور چشمم...آسمانها زیر پایم...
زاده پاک اهورا...از نژاد آریایم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:08
+4