تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 109251
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آن شَـــب ...کِــﮧ مـــآه عآشـِــقــآنـِـﮧ هـــآیِمـآن رآ


تمآشآ مے کَـــرد ...


آن شَــب کـِـﮧ شَــب پَــره هـــآ ..


عآشِــقـــآنـِـﮧ تَــــر ...


نـــُـور رآ مے جُســـتَند ...!


و اُتـاقم ..


سَرشآر از عَطرِ بوســﮧ و تَرآنــﮧ بُــود... !


دآنِستَم..


تــُـــو پـــژواکِ تمــــآم عـــآشـِـقـآنـِـﮧ هآے تآریخے...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیابان چقدرسبزشده است ازروزی که مراکاشت وبادیگری رفت..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آقا قبول.. شما با کلاسی،همش لباس های مارکدار میپوشی... اما اینو بدون گاوم پوستش چرم خالصه... ذات آدم مهمه... ..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:16
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...


توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان پشه اومد بهم گفت : سلام، نیشت بزنم ؟
گفتم نه عزیزم مرسی … گفت خواهش میکنم و رفت !
پشه ها چه با ادب شدن !
*
*
*
*
مچکریم [!]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:09
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من اگه متولد نیویورک بودم ... . . . . . . . . . . واااای نمی تونم ادامه بدم، یه دستمال به من بدین، مرسی)
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
در نانوایی ها هم صف یک دانه ای ها جداست
از جذام هم بدترست تنهایی.......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ساده‌ترین صدا

صدای یک لیوان

وقتی لیوان را پایین می‌گذاری

روی میز چوبی، صدای چوب

بر لیوان

انگار برق شادی

بر چهره‌ی محزون

که من هنوز هستم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بار بابام گفت برو چایی بریز



منم گفتم تو نزدیک تری به آشپزخونه. برو بریز بیار بخوریم



پاشد رفت اون سر پذیرایی نشست گفت حالا تو نزدیک تری. برو بریز بیار بخوریم.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:55
+1