♥ نگار ♥
امروز یه مشتری اومده... میگم اینترنت نداریم، میگه اصلا... حتی یه ذره؟
خواستم بگم البته یکم برای شما تهش مونده...
♥ نگار ♥
پسر: عزیزم فردا روز عروسیمه خودت میدونی چقد دوستت دارم ولی سرنوشته دیگه نشد بهم برسیم، دختر: با چشمایی پر از اشک دستاشو گرفتو گفت: حالا که سرنوشت مارو بهم نرسوند منو به دوستت معرفی کن همون که بی ام و داره...!!!
♥ نگار ♥
ﺻﺪﺍﯼ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻩ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ !
ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻢ ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﭘﺮﻭﺭﺷﮕﺎﻩ !
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ !
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﺧﻮﺍﺑﮕﺎﻩ !
ﻫﻤﻮﻧﺠﺎﻡ ﯾﮑﯿﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﻩ ﺳﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ !
ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﺎ !