یکی بود ... یکی نبود
دسته:گوناگون
57 کاربر

2820 پست

       
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت،
لیک شعری نسرود،
نه که معشوقه نداشت،نه که سرگشته نبود،
مدتی بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

یکی بود ... یکی نبود

گروه عمومی · گوناگون· 57 کاربر · 2820 پست
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
آدم گاهی می­رود توی نقش­هایی که نقش

واقعی­ خودش نیستند و از من واقعی­ اش خیلی فاصله گرفته­ اند. بهتر است دیگران شما را

نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهره­ ی کسی را ببینید که از شما سوال می­کند:

راستی تو کی هستی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 21:37
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
از خودتان به اندازه­ی توانایی­ تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی ­تان را بشناسید.

بیشتر ما حد توانایی خود را نمی­شناسیم و به همین خاطر همیشه از حد توانایی خود فراتر می­رویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشته­ ایم،

زود دچار خستگی و دلزدگی می­شویم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 21:35
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
از گذشته­ فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت­ ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن

گاه برای بعضی می­شود همه ­ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می ­نشینند و هیچ چیز

هم تغییر نمی­کند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب

از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب­تر از زمان حال نیست.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 21:34
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه، با لبخند معنی ­دار، با کنایه،

با حرف و طعنه. سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح کنید.

خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره ­تان را، اندام­تان را.
آشتی با خود

آغاز زندگی­ ست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 21:31
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

اگر دلخورید بیان کنید. اگر می­ترسید ترس­تان را به زبان بیاورید. گریه دارید؟ گریه کنید. ناراحتی ها را باید ابراز کرد


و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی، تنگی­ نفس، خارشِ ­تن. می شود دسیسه­


چینی و بهانه ­جویی. ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 21:28
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز می­کنید از جذب کردن و بلعیدن حرف­های مفت و مزخرف پرهیز کنید.
نگذارید حرف­هایی که به نظر خودتان صحیح نمی­آید و چرند است، ذهن­تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 21:26
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گمشده این نسل ، اعتماد است نه اعتقاد

اما افسوس نه بر اعتماد ،اعتقادیست

و نه بر اعتقاد، اعتماد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیچاره چوب کبریت....

آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد

مراقب افکارت باش...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:04
+5
be to che???!!
be to che???!!
لالايي را ما خوانديم اما افسوس در كنار ديگري خوابش برد...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:47
+5
be to che???!!
be to che???!!

ميخورد بر بام خانه خانه ام كو؟ خانه ات كو؟ آن دل ديوانه ات كو؟ روزهاي كودكي كو؟ ... فصل خوب سادگي كو؟ يادت آيد روز باران گردش يك روز ديرين؟ پس چه شد ديگر٬ كجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگين در پس آن كوي بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ كودك خوشحال ديروز غرق در غمهاي امروز ياد باران رفته از ياد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:45
+4