ترکم مکن
حتی برای ساعتی
که دلتنگی چون بارانی
به آوارم فرو خواهد ریخت
و غبار
چون هاله ای،
جای پایت به شنها امیدم میدهد
و مژگانت آرامشم،
عزیزترین!
ترکم مکن حتی برای ثانیه ای،
وقتی تو نیستی
سرگردان سرگشته این سول مداومم
که باز خواهی گشت آیا؟؟؟
تو لبخند می زنی
عشق آغاز می شود
من به سیب ها
مرتد می شوم
و دلیرانه
به بوسه های تو
زانو می زنم
عشقت را
به سر می گیرم
و معتکفِ
معبد آغوش تو می شوم