کافه تنهایی
دسته:شعر و ادبیات
53 کاربر

3174 پست

       
اشعار خودم و دیگران
سخنان بزرگان
جملات عاشقانه
حرفهای دلتنگی
سخنان فلاسفه
------------------
پسندیدم یادت نره

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کافه تنهایی

گروه عمومی · شعر و ادبیات· 53 کاربر · 3174 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیس !

کودکم در خواب است !

قلب من بیمار است

شاید امشب طفل من بیمار است

این صدای مادری بی تاب است

اشک او چون آتشی بی آب است

بوسه اش آرام آن طفلک بی خواب است

خنده اش درمان هر کودک بیمار است

مادری بی تاب است

اشک او بی آب است

رنج او بی پایان

مهر او چون باران

پای او گلباران
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 17:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:05
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شعری زیبا از مهرداد اوستا :

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُ[!] و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

در نیست


              راه نیست


شب نیست


                   ماه نیست


نه روز نه افتاب


ما بیرون زمان ایستاده ایم


با دشنه تلخی در گرده هایمان


هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید


که تاریکی به هزار زبان در سخن است


در مردگان خویش نظر می بندیم با طرح خنده ای


و نوبت خویش را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:00
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

آغوش تو


 


 مترادف امنیت است


 


 آغوش تو


 


 ترس‌های مرا می‌بلعد


 


 لغت نامه‌ها دروغ می‌گفتند


 


 آغوش تو


 


 یعنی پایان سردرد‌ها


 


 یعنی آغاز عاشقانه‌ترین رخوت‌ها


 


 آغوش تو یعنی "من" خوبم!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:55
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شبها وقتی میخوای بخوابی،میبینی هیشكی رو نداری كه بهت فكركنه...
اینجاست كه:میفهمی برخلاف شلوغیه درونت.....چقدر تنهایی.....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:53
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و...
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:51
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم تنگ است ٬ دلم میسوزد از باغی که میسوزد 

نه دیداری ٬ نه بیداری ٬ نه دستی از سر یاری

مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:49
+5