کافه تنهایی
دسته:شعر و ادبیات
53 کاربر

3174 پست

       
اشعار خودم و دیگران
سخنان بزرگان
جملات عاشقانه
حرفهای دلتنگی
سخنان فلاسفه
------------------
پسندیدم یادت نره

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کافه تنهایی

گروه عمومی · شعر و ادبیات· 53 کاربر · 3174 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 18:09
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خــود را نرنجــان ...



آنکـه بودنـت را قدر ندانست !



لایق حضــور در فکـرت هم نیست ... !!!



(عِرفا)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 18:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شاید دل من عروسکی از چوب است
مثل قصه ی پینوکیو محبوب است
اما چه دماغی داره این بیچاره
از بس که نوشتم:”حال من هم خوب است…!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 18:06
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یا اسم خودتونو نذارین دوست یا وقتی آدم سگ می شه هنوز دوستش داشته باشین.

.

.

با تشکر انجمن انسانهای سگ نما
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 18:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باس به بعضیا بگی: رفتی؟؟؟ به درك! هنوز هم بهترین ها وجود دارند. دنبال كسى خواهم رفت كه مرا بخاطر خودم بخواهد. نه زاپاسى براى بازیچه بودن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 17:55
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگتم :(




آدم خوب قصه های من!!دلتنگت

شده ام،

حجمش را میخواهی؟؟؟

خدا را تصور کن…
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 17:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سربه هوانیستم

اماهمیشه چشم به آسمان دارم

حس عجیبی است دیدن همان آسمانی که

شاید توچند لحظه پیش به آن خیره شده باشی

تمام حجم خیالم از تو لبریز است

دنیای خیالم کوچک نیست ، تو بی نهایت عزیزی . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 17:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 17:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حس خوبیه به خودت میای میبینی به کسی که خردت کرده وبدجور بهت ظلم کرده دیگه نه نیازی داری نه احساسی. اما اون داره از بی تو بودن میمیره
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 17:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم،
چه سیاه ئه به تن‌اش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!

نفس‌ام در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمی‌آد!
کاش می‌بستم چشامو، این ازم بر نمی‌آد!


عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
آدم از دست خودش خسته می‌شه،
با لبای بسته فریاد می‌کنه:

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!

خواننده : فرهاد مهراد
ترانه سرا شهیار قنبری
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 17:32
+3