کافه تنهایی
دسته:شعر و ادبیات
53 کاربر

3174 پست

       
اشعار خودم و دیگران
سخنان بزرگان
جملات عاشقانه
حرفهای دلتنگی
سخنان فلاسفه
------------------
پسندیدم یادت نره

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کافه تنهایی

گروه عمومی · شعر و ادبیات· 53 کاربر · 3174 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معشوقه تنهایم گذاشت و رفته است ای مردم

امید و ارزوهایم به باد رفته است ای مردم

آنکس که شب و روز میگفت مرا دوست دارد

مرا در بلک لیست انداخته است ، ای مردم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:10
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
█▒▓▒█████▒▓▒██████▒▓▒██████▒█
موهایت را بسته ای
گوشواره هایت می رقصند
و دستی موسیقی کائنات را تنظیم می کند
موهایت را باز می کنی
چهان نوزادی می شود
که در خواب می خندد
█▒▓▒█████▒▓▒██████▒▓▒██████▒█
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:59
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توکه نیستی ، زندگیمو/ زیره پای کی بریزم
واسه کی ، دلم بمیره / وقتی تو ، نیستی عزیزم
دسته سرده این زمونه / دستامو از تو جدا کرد
بازیه ، دوری و حسرت / با دلای ما ، چه ها کرد
عشق تو ، توی وجودم / تا همیشه ، موندگاره
همه آرزوم همینه / که ببینمت ، دوباره
دوریه تو داره آروم / من و ازپا، در میاره
رنگه پیری ، ذره ذره / تو وجودم پا میزاره ، پا میزاره
طاقت دوری ندارم / تو بیا ، بمون کنارم
ارزونیه قدم تو / همه ی دارو ندارم....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:56
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در وجـــود هــــر زن ..
دخـتـربـچـه ای چــهارسـالـه بـبـیـن
کـه از تـو فـقـطــ مـــــهـربـانـی و تـوجـه مـی خـواهـد ،
در آغـوشـش بـگـیـر ، نـوازشـش کـن ... ♥
خـیـالـش را راحـت کـن کـه هـسـتـی ، جـایـی نـمـی روی ،
طـوری رفـتـار کـن کـه اطـمـیـنـان حـاصـل کـنـد
زن هـای دیـگـر بـرایـت مـــــــهـم نـیـسـتـنـد !!
وقـتـی بـا نـگـرانـی مـسـیـر نـگـاهـت را دنـبـال مـی کـنـد
بـرگـرد و بـه لـبـخـنـدی مــهـمـانـش کـن و بـگـو :
" مـن فـقـط تــــــو را مـی بـیـنـم " ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:47
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باید باور کنیم
تنهایی
تلخ ‌ترین بلای بودن نیست
چیزهای بدتری هم هست،
روزهای خسته‌ای
که در خلوت خانه پیر می‌شوی
و سال‌هایی
که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است
تازه
تازه پی می‌بریم
که تنهایی
تلخ ‌ترین بلای بودن نیست
چیزهای بدتری هم هست
..
دیر آمدن!
دیرآمدن!

چارلز بوکوفسکی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بــــــــــــرو !

ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ

وقتیـــــ یقین دارم بیشتر از منـــ

کسی دوستت نخـــــــواهد داشت

بیشتر از منــــ کسی طاقت کمـــ محلی هایت را ندارد

بــــــــــــرو !

ترس برای چه؟؟

وقتی می دانمــ یکــ روز تُف می اندازی

به روی تمام آن هایی که

به خاطرشــــان من را از دستـــــ دادی.... !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 18:36
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پشت یک لَبـــــخند پِنهــان است، تَمـــامـ بُغـض هــای مـَـــن ....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 17:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیگر نمیگویم گشتم نبود ، نگرد نیست !

بگذار صادقانه بگویم …

گشتیم ! اتفاقا بود ! فقط مال ما نبود !

شما بگردید ! لابد مال شماست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 17:06
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ساعت ها زیر دوش به کاشی های حموم خیره میشی . . . !
غذاتو سرد می خوری . . .
صبونه رو شام ، ناهارو نصف شب !
لباسات دیگه به تنت نمیاد . . .
همه رو قیچی می زنی !
ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت اونو حفظ نمیشی . . . !
این قدر علامت سوالای تو فکرتو میشمری . . .
تا آخرش رو بالش خیست خوابت ببره !
تنهایی از تو آدمی می سازه . . .
که دیگه شبیه آدم نیست !
می دونی چیه ؟!
عجیب دلتنگم . . .
واسه وقتایی که عجیب دلتنگم می شدی . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 17:03
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﻟﻢ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ

ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ

ﺷﺒﯿﻪ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ

ﺷﺒﯽ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﺎﻫﺶ ﺭﺍ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 16:55
+5