یافتن پست: #آجیل

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنیم دقتی که من تو پیدا کردن شیرینیو آجیل داشتم
.
.
.
.

پوآرو تو صحنه جرم نداشت (حالا کتکای بعدش بماند)
دیدگاه  •   •   •  1394/08/19 - 12:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نوشته تو اسفند تقاضا برای عمل بینی دوبرابر میشه..مردم چه کارها که نمیکنن.ما یه زمانی واسه عید لباس نو میخ[!]م،الان نهایتا بتونیم آجیل بخریم ...
دیدگاه  •   •   •  1394/01/21 - 14:45
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



آشپزخانه گیاه خوران

گیاه خوران رژیم غذایی را تحمل می‌کنند. باید بیشتر مراقب باشید که چگونه مواد را ذخیره کنید. یقینا مواد موجود در انبار شما باید دارای پروتئین، کلسیم و ویتامین D مناسب برخوردار باشد. اگر مواد آشپزخانه شما به شرح ذیل باشد پخت غذای گیاهی برای شما آسان خواهد شد:
- آجیل و آجیل بو داده
- لوبیا خشک یا کنسرو شده
- سبزی‌های گوناگون
- جوی خشک
- ۲ تا ۳ نوع متفاوت برنج، شامل دودی، وحشی
- آب گوشت گیاهی
- کشمش‌ها، کشمش‌های بی دانه و دیگر میوه‌های خشک کرده
- سیب زمینی‌های شیرین
- مغز بادام یا شیر برنج
- چاشنی ماست
- میوه‌های فصلی تازه و گیاهان تازه، اگر در دسترس نبود فیرز شده
- تفو و دیگر چاشنی‌ها ی آماده
- روغن زیتون
- گیاهان خشک و ادویه
دیدگاه  •   •   •  1393/06/7 - 13:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
موارد استفاده دندان در ایران:
-
-
-
-
در وا کن
گره وا کن
گوشکوب برای آجیل
وسیله دفاع شخصی بانوان
ناخن گیر
به عنوان دست اضافه
حتی مورد داشتیم به عنوان قیچی هم کاربرد داشته
و در آخر جویدن غذا!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/5 - 21:19
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان وضع جوری شده که مهمون دعوت میاد خونه آدم ، قبل از میوه و آجیل،باید براشون حجم اینترنت خرید که یه موقع دانلودشون نیمه کاره نمونه :|
دیدگاه  •   •   •  1393/01/16 - 18:10
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
{-60-}ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﻣﺎﻟﺰﯼ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻫﻨﺪ ﭘﯿﺪﺍ ﺑﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺁﺟﯿﻞ ﺷﺐ ﻋﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺍ ﺗﻮ ﭼﻬﻞ ﻣﺘﺮ ﺧﻮﻧﻪ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯿﺸﻪ:
دیدگاه  •   •   •  1393/01/12 - 15:31
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

تاریخ تمام شدن آذوقه آجیل عید:
بادام هندی 1 فروردین
پسته ٢ فروردین
بادام ٤ فروردین
فندق ٥ فروردین
تخم كدو ١١ فروردین
تخمه ژاپنى ١٣ فروردین
نخودچى ٢٨ آبان

دیدگاه  •   •   •  1392/12/29 - 17:13
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻭﺍﺳﻪ ﻋﯿﺪ ﺁﺟﯿﻞ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺻﻮﺏ داداشم ﺩﺍﺭﻩﺗﻌﻘﯿﺒﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﮐﺠﺎ ﻗﺎﯾﻤﺸﻮﻥ ﻣﯽﮐﻨﻢ

ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﻣﺨﻔﻴﮕﺎﻫﺶ ﻟﻮ ﺭﻓﺖ ﭼﻴﺰﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﻋﻴـﺪ ﻧﻤﻮﻧﺪ ﺟﻠﻮ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎ ﺧﺮﻣﺎ ﻣﻴﺬﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎﭼﺎﻳﯽ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/12/28 - 18:27
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

داستانی واقعی!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ
ﮔﺸﻨﻢﺷﺪ ﺭﻓﺘﻢ،
ﺩﯾﺪﻡ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﺑﻌﺪ ﮐﺎﺑﯿﻨﺘﺎﺭﻭ ﮔﺸﺘﻢ
ﻫﯿﭽﯽ
ﮔﯿﺮ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻡ ﻓﻘﻂ ﺗﻮﺵ ﯼ ﺳﺮﯼ ﻗﻮﻃﯽ
ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ
ﻣﺎﮊﯾﮏ ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ ﻣﺎﯾﻊ
ﻇﺮﻑﺷﻮﯾﯽ،
ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎﯾﺪ، ﻧﺨﻮﺭﺩﯼ ﭘﻮﺭ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﯾﯽ .....
ﺧﻼﺻﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺘﻢ:
ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﯾﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﭼﯿﮑﺎﺭ
ﮐﻨﻢ.....
.
.
.
.
.
.
.
ﮔﻔﺘﺶ : ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻨﺘﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﺍﻭﻧﯿﮑﻪ ﻋﻼﻣﺖ
ﻣﺮﮒ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮﺵ ﺁﺟﯿﻞ ﻫﺴﺖ، ﺍﻭﻧﯿﮑﻪ
ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﺮﮒ ﻣﻮﺵ
ﺗﻮﺵ ﮔﺰ ،
ﺍﻭﻧﮑﯿﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﺎﯾﻊ
ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺗﻮﺵ ﮔﺮﺩﻭ.....
ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﭼﺮﺍ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺁﺧﻪ....

دیدگاه  •   •   •  1392/10/18 - 11:32
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.[۱] در این جشن،طی شدن بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی گرامی داشته می‌شود. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.
واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند.[۲]ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.[۳]
چلّه ، دو موقعیت گاه‌شمارانه در طول یک سال خورشیدی با کارکردهای فرهنگ عامه، یکی در آغاز تابستان (تیرماه) و دیگری در آغاز زمستان (دی ماه)، هریک متشکل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و کوچک (بیست روز). واژه چلّه برگرفته از چهل (معین، ذیل واژه) و مخفف «چهله» و صرفآ نشان‌دهنده گذشت یک دوره زمانی معین (و نه الزامآ چهل روزه) است.[۴]
پیشینه
چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۵] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۶] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۷] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:[۸]
یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.[۹] در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.


دیدگاه  •   •   •  1392/09/29 - 14:17
+3
صفحات: 1 2 3 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ