یافتن پست: #آرام

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فکر نکن که به پایت می نشینم …
بلند میشوم ، آرام چرخی میزنم و مطمئن میشوم که نیستی
بعد برمیگردم سَرِ جایم ، سرم را میگذارم روی زمین و می میرم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 20:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آرزویـــم بودی!!

اماآرزویت دیــگری بــود


به آرزویت بــگو!!


لیاقتش رانداشــتم

نه لیاقــتم رانداشـــت

همین کــ آرزویــم راخاک کردم

به آرامــش رسیدم

چه ساده بود .....سلام خوشبختی!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 19:10
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم............
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 19:09
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی نه گریــــه آرامــــت میکند


نـــه خــــــــنده ..!


نه فریاد آرامت میکند و نه ســــکوت


انجاســـت که با چشمانی خیس


رو به اسمان میکنی و میگویی


خدایــــا تنها تو را دارم... تنهایم مگذار ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:20
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 12:20
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 12:03
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ناگهان
پرستوهای جان شاعران جهان
پرواز کردند،
چرخی زدند
و بعد به آرامی
فرود آمدند
و در صندوقی نظر کرده آرام گرفتند.
امروز به آن صندوق
پیانو می‌گوییم.

شیرکو بیکس
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 10:47
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

لحظه ی دیدار در پیش رویمتو را دیدم نشستی روبرویمگره خورد نگاهت در نگاهمو لبخندی بی اراده بر لبانمنگاه آرام بر گوشه لغزیدچشم آرام در جستجوت چرخیدلحظه ها بگذشت و رفتمبی قرار تجدید قرار گشتم

دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 23:00
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من دلـم می خواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوست هایـم بنشینند آرام

گل بگو

گل بشنو

هر کسی می خواهد ، وارد خانهً پر عشق و صفایـم گردد

یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند

شرط وارد گشتن ، شستشوی دلهاست

شرط آن داشتن یک دل بیرنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبـم

روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم : ای یار

خانهً ما اینجاست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 22:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به هرکس که می نگرم در شکایت است ،

درحیرتم که لذت دنیا به کام کیست؟!

باید بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم ...

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم ...

باز باید مواظب اشک هایم باشم ...

باز همان تظاهر همیشگی : " خوبم ... "

خدایـــــــــــا ،

کـــم آورده ام !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 21:36
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ