یافتن پست: #ات

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:23
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من
بیا با من به شهر عشق رو کن خانه اش با من
نگو دیوانه کو زنجیر گیسو را زهم وا کن

دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من
بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم
اگر مویت به رویت شد پریشان شانه اش با من

نگو دیگر به من اندر دل اتش نمی سوزد

تو گرمم کن به افسونت گرمی افسانه اش با من

چه بشکن بشکنی دارد فلک بر حال سرمستان

چو پیمان بشکنی بشکستن پیمانه اش با من
در این دنیای وا نفسای بی فرداخدایا عاشقان را غم مده شکرانه اش با من

آخرین ویرایش توسط A-Sh-F در [1392/06/18 - 09:20]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:20
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یکی هست تو قلبم که هر شب برای اون مینویسم اون خوابه

نمیخوام بدونه که واسه اون که قلب من اینقدر بی تابه

یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیونه

یه نامه که خیسه پر از اشک و کسی باز اونو نمیخونه

یه روز همین جا تو اتاقم یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه میکردم در رو که می بست میدونستم که میمیرم

اون عزیزم بود نمیتونستم جلوی راهشو بگیرم

میترسم یه روزی برسه که اون رو نبینم و بمیرم تنها

خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میدم اینجا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:17
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را زنگیان سجده برند آن زلف جان آویز را توبه و پرهیز کردم ننگرم زین بیش من زلف جان آویز را یا چشم رنگ آمیز را گر لب شیرین آن بت بر لب شیرین بدی جان مانی سجده کردی صورت پرویز را با چنان زلف و چنان چشم دلاویز ای عجب جای کی ماند درین دل توبه و پرهیز را جان ما می را و قالب خاک را و دل ترا وین سر طناز پر وسواس تیغ تیز را شربت وصل تو ماند نوبهار تازه را ضربت هجر تو ماند ذوالفقار تیز را گر شب وصلت نماید مر شب معراج را نیک ماند روز هجرت روز رستاخیز را اهل دعوی را مسلم باد جنات النعیم رطل می‌باید دمادم مست بیگه خیز را آتش عشق سنایی تیز کن ای ساقیا در دهیدش آب انگور نشاط‌انگیز را

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:15
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 23:40
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 23:34
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 23:29
+3
behzadsadeghi
behzadsadeghi
اگر شما از جلمه افراد باهوش هسیتدبگویید اشبتاه کجاست؟؟ 123456789 یعنی شما الان به این موضوع تمرکز کردید؟؟؟ اشتباه این هست که! کلمه هسیتد-هستید اشبتاه-اشتباه من نگفتم اشتباه در اعداد هست!!!! بهتر نیست برگردیم اول اتبدایی بخونیم ؟؟ حتی کلمه اول ابتدایی هم اشتباهه!! پس بریم اول مهد کودک بخونیم حتی کلمه مهد کودک هم اشتباهه!!! چرا رفتید دوباره مهد کودک رو ببینید؟؟؟؟ الوووووووو یبمارستان دیوونه ها؟؟؟؟؟ بیایید این دیوونه ها رو از اینجا ببرید!!! ههههههه حتی کلمه بیمارستان هم اشتباهه!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 23:03
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی دلم برات تنگ میشه…
()*()
(-.-)
(“)(“)
چشمامو می بندم و فکر میکنم که تو….
()@()()*()
( `.`(`.` )
(“) (`(“)(“)
همیشه پیشمی!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 21:15
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 21:12
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ