خدایا... بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم/ بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم/ بابت لحظات شادی که به یادت نبودم/ بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم/ بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم/ مرا ببخش.....
زندگی من هم شده مثل هوای نفس گیر شمال، پراز ذرات معلقی که نمی دونم کی می خوان دست از سرم بردارند..................... خاطراتم مثل لباس هایم چسبیده به تن زندگیم