یافتن پست: #ات

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه عمر دستات به سوی آسمون بود .....

برای دعا ..... البته نه برای خودت .... که برای ما ......

دعای تو و اجابت خدا پشتوانه ی همیشه ی ما بود ........

دستان پینه بسته ات را میبوسم .......

به پاس دعای یک عمرت فقط یک خواهش از خدا دارم :

نور چشمانم "" مادرم "" را از من نگیر ........

سلامتی همه ی مادرا .........
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:27
+5
AmiR
AmiR
اون آپشن درسته ولی ن در مورد هر پسری

ن دختر و ن پسر نمیتونن خاطراتشونو از بین ببرن

همه چی بستگی به خود طرف داره
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:13
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ وقت تو کارهایی که انجام میدی تسلیم نشو
به خاطر اینکه
معجزه ها هرروز اتفاق میفتند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 22:53
+5

دوست داشتــَن ات ، هــَـوس نيست . . . كـه بــاشـَد و نَبــاشـد ! نفــَـــس اسـت . . . تا بــــاشم . . . تا باشـــي . . . @asalam
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:44
+9
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوسدیدم به خواب حافظ توى صف اتوبوسگفتم : سلام حافظ گفتا علیک جانمگفتم کجا روى تو گفتا خودم ندانمگفتم بگیر فالى گفتا نمانده حالىگفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خیالىگفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری؟گفتا که مى سرایم شعر سپید بارىگفتم زدولت عشق،گفتا که کودتا شدگفتم رقیب گفتا ، او نیز کله پا شدگفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟گفتا شده ستاره در فیلم سینمایىگفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروزگفتا عمل نموده ، دیروز یا پریروزگفتم بگو ز مویش،گفتا که مِش نمودهگفتم بگو ز یارش ، گفتا ولش نمودهگفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنونگفتا شدید گشته معتاد گرد و افیونگفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایشگفتا : خرید قسطى تلوزیون به جایشگفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره؟گفتا : شدست منشى در دفتر ادارهگفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزلگفتا که دست خود را بر دار از سر دلگفتم ز ساربان گو با کاروان غم هاگفتا آژانس دارد با تور دور دنیاگفتم بگو ز محمل یا از کجاوه یا دىگفتا پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادىگفتم که قاصدک کوآن باد صبح شرقىگفتا که جاى خود را داده به [!]س برقىگفتم بیا ز هد هد جوییم راه چارهگفتابه جاى هد هد،دیش است وماهوارهگفتم سلام ما را باد صبا کجا برد ؟گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟گفتم بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگىگفتا که ادکلن شد در شیشه هاى رنگىگفتم سراغ دارى میخانه اى حسابىگفت آنچه بود از دم ، گشته چلوکبابىگفتم : بیا دوتایى لب تر کنیم پنهانگفتا نمى هراسى از چوب پاسبانانگفتم بلند بوده موى تو آن زمان هاگفتا به حبس بودم از ته زدند آن هاگفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتی؟گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتى

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:40
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


من به تو سلام میکنم تو که تک ستاره دمادم غروبی ای مهوش غزالها ای ترانه ساز هستی ای که جادوی کلماتت قلمها را سرنگون میکند سلام


دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:39
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که : عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق استتنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد! اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست! برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکندو بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛در انبوه جمعیت نیز تنهاست ……

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:38
+4
saman
saman
در CARLO

یه روز یه گُله ميره پيش خدا


- ميگه: چرا همة گلها خار دارن؟


-خدا مي­گه: نه، يه گلي هست که خار نداره.


- گُله ميگه کو؟ صداش کن ببينمش؟


- خدا مي­گه نه، صداش نکن داره استاتوس مي­خونه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:55
+3
saman
saman
در CARLO

اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلندترين قلة دنيا می­نوشتم


اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام می­آوردم


اگه معلم شيمی بودم اسمتو در گروه حلال­ترين محلول ها قرار می دادم


اگر معلم زيست بودم قلبت رو جزء مهربون­ترين قلبها می­نوشتم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:25
+3
saman
saman
در CARLO

ترجمة شعر اتل متل توتوله به انگليسی:


How's Hassan's Cow? she doesn't have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman. Name her amghezy...Around her hat reddish. Aachin and Vaachin cross one of your legs.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:03
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ