یافتن پست: #ات

saman
saman
در CARLO
خدایا منو ببخش

 
اگه یه وقتایی فکر می کنم وظیفه ات هست که همه چیز رو بهم بدی و یه جورایی همیشه ازت طلبکارم...

 
خدایا منو ببخش
 

اگه بابت اون چیزهایی که بهم ندادی اون جور که باید شکرت رو به جا نمی آرم...
 

خدایا منو ببخش

 

که همیشه تو ناخوشی ها یادم می افته که یه خدایی هم دارم...

 

خدایا منو ببخش

 

که همیشه تو نمازم همه جا هستم الا در نماز...

 

خدایا منو ببخش
 که همیشه برای همه چیز و همه کس به اندازه ی کافی وقت دارم؛ جز برای نماز خوندن و با تو بودن...


خدایا منو ببخش

 

اگه یه وقتایی یادم می ره که تو خدایی و من بنده ات
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 11:25
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:56
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

خدایـــــــــــــــــــــــــــــا ...

چه ساختــــــــه ایــــــــــــــــــــــــــــ ...

دل آدم هایت یکــــــــــــــــی ازیکــــــــــــــــی سنگــــــــــــی تر ...

دروغ هایشان یکــــــــــــــــــــی از یکـــــــــــــــی زیباتر ...

نگاه هایشان یکــــی از یکـــــــــــی معنی دار تر و سنگین تر ...

روحشان یکـــــــی از یکـــــــــــــی هـفـــتـــــــــــ رنـــگـــــــــــ تر ..
و
هر یک برای خود ،

یکــــــــــــــی از یکـــــــــــــــی خــــــــــــــدا تـــــــــر !...



دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:51
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
همیشه منتظر کسی باش

که تو رو با همه ی دیوونگیت و خل بازیات قبول داشته باشه

و تو رو به همه نشون بده و بگه:

این دیوونه خل..... عشق و جیگر منه!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:43
+5
saman
saman
در CARLO

حدودا 9 ساله بودم؛ تفريحم اين بود که وقتي جوراب پوشيدم، پامو روي فرش بکشم و به يه


نفر ديگه دست بزنم تا جرقه بزنه!!!


يه بار توي يه کتاب خوندم که اين کار رو با دمپايي ابري اگه انجام بدي،


جرقه ي قوي تري مي زنه. اين مطلب توي ذهنم مونده بود......


رفته بوديم خونه مادربزرگم عيد ديدني، ديدم کنار سالن يه دمپايي ابري هست.


يه مرتبه افکار شيطاني به سراغم اومد...


رفتم پوشيدم و عين مونگو? حدود نيم ساعت پامو رو زمين مي کشيدم!


بعد رفتم جلوي همه انگوشتمو زدم به نوک دماغ بابام!!!!


آنچنان جرقه اي زد..... که فکر کنم کل محل صداشو شنيدن!!


موهاي جفتمون عين برق گرفته ها سيخ شده بود و


همه مات و مبهوت نگاه مي کردن و نمي فهميدن چه اتفاقي افتاده!


از لحظات بعد از اون اتفاق؛ به علت ضربات سنگين وارد شده، چيزي يادم نمياد!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:04
+3
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 02:38
+4
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 02:07
+6
be to che???!!
be to che???!!

۴۵دستورالعمل شگفت انگيز براي زندگي


- 1به مردم بيش از انتظاراتشان ببخشيد و اينكار را با روي خوش انجام دهيد. ۲- شعر مورد علاقه تان را از بر كنيد. ۳- هر آنچه كه ميشنويد را باور نكنيد، همه دارايي تان را خرج نكنيد و هر چقدر كه مي خواهيد نخوابيد. ۴- وقتي ميگوييد “دوستت دارم”، واقعاً داشته باشيد. ۵- وقتي ميگوييد “متاسفم”، در چشم طرف مقابل نگاه كنيد. ۶- پيش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانيد. ۷- به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشيد. ۸- هيچگاه به روياهاي ديگران نخنديد. ۹- عميق و مشتاقانه عشق بورزيد. ممكن است صدمه ببينيد ولي اين تنها راه كامل زندگي كردن است. ۱۰- در اختلافات، منصفانه مبارزه كنيد. بدون صدا زدن اسامي افراد. ۱۱- مردم را از روي خويشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهيد. ۱۲- آرام صحبت كنيد، سريع فكر كنيد. ۱۳- وقتي كسي از شما سوالي مي پرسد كه تمايلي به پاسخ دادن نداريد، لبخند زده، و سوال كنيد، “چرا ميخواهي بداني؟” ۱۴- بياد داشته باشيد كه عشق بزرگ و كاميابي هاي بزرگ ريسك بزرگ مي طلبند. ۱۵- با مادرتان در تماس باشيد. ۱۶- وقتي كسي عطسه ميكند به او بگوييد “عافيت باشه!” ۱۷- وقتي شكست ميخوريد، درسي كه از آن شكست مي آموزيد را فراموش نكنيد. ۱۸- سه چيز را بياد داشته باشيد: احترام به خود، احترام به ديگران و پذيرفتن مسئوليت همه كارهايتان. ۱۹- اجازه ندهيد يك مشاجره كوچك يك دوستي بزرگ را خراب كند. ۲۰- وقتي متوجه اشتباه خود شديد، قدمهاي فوري براي جبران آن برداريد. ۲۱- وقتي گوشي تلفن را برمي داريد لبخند بزنيد، فرد تماس گيرنده لبخند شما را در صدايتان خواهد شنيد. ۲۲- با زن يا مردي ازدواج كنيد كه عاشق صحبت كردن با او هستيد. وقتي سنتان بالاتر ميرود، مهارتهاي محاوره اي به اندازه مهارتهاي ديگر اهميت پيدا خواهد كرد. ۲۳- مقدار زماني را در تنهايي سپري كنيد. ۲۴- آغوشتان را براي تغيير باز كنيد ولي نه به اندازه اي كه ارزشهايتان زير سوال رود. ۲۵- بياد داشته باشيد كه گاهي سكوت بهترين پاسخ است. ۲۶- بيشتر كتاب بخوانيد و كمتر تلويزيون تماشا كنيد. ۲۷- شرافتمندانه و خوب زندگي كنيد تا در زمان پيري وقتي به گذشته فكر كرديد، فرصتي دوباره براي لذت بردن از آن پيدا كنيد. ۲۸- به خدا توكل كنيد ولي درب ماشينتان را قفل كنيد. ۲۹- وجود فضايي عاشقانه در خانه تان بسيار مهم است. هر آنچه كه ميتوانيد براي ايجاد خانه اي آرام، آسوده و امن انجام دهيد. ۳۰- در اختلافات با كسي كه دوستش داريد، با موقعيت كنوني دست و پنجه نرم كنيد. گذشته را پيش نكشيد. ۳۱- مفهوم عميق و ژرف مطالب را درك كنيد. ۳۲- دانش خود را به اشتراك بگذاريد. اين روشي است براي دستيابي به ابديت. ۳۳- با محيط زيست مهربان باشيد. ۳۴- با خدا راز و نياز كنيد. قدرت بيكراني در اين كار است. ۳۵- وقتي كسي از شما تعريف ميكند هيچگاه حرفش را قطع نكنيد. ۳۶- حواستان به كار خودتان باشد. ۳۷- به كسي كه زمان بوسيدن شما چشمانش را نمي بندد اعتماد نكنيد. ۳۸-يكبار در سال به جايي برويد كه تابحال نرفته ايد. ۳۹- اگر درآمد زيادي داريد، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان براي كمك به ديگران اختصاص دهيد. اين بزرگترين لذت بردن از ثروت است. ۴۰- بخاطر داشته باشيد كه دست نيافتن به چيزي كه دوست داريد گاهي خوش اقبالي است. ۴۱- قوانين را بياموزيد سپس برخي را بشكنيد. ۴۲- بياد داشته باشيد بهترين رابطه آني است كه عشق شما به يكديگر بزرگتر از نياز شما به يكديگر باشد. ۴۳- موفقيت خود را اينگونه محك بزنيد كه چه چيزي را از دست مي دهيد تا چه چيزي را بدست آوريد. ۴۴- بخاطر داشته باشيد كه شخصيت شما سرنوشت شما است. ۴۵- متهورانه به عشق خود نزديك شويد .

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 01:59
+6
be to che???!!
be to che???!!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 01:45
+4
be to che???!!
be to che???!!
زن : مگه اينجا مدرسه دولتي نيست !؟

مدير : اگه دولتي نبود كه مي گفتم يك ميليون تومن بريز!

زن : آقا آخه مدارس دولتي نبايد شهريه بگيرن!

مدير : اين كه شهريه نيست اسمش همياريه !!!

زن : اسمش هر چي هست. تلويزيون گفته به همه مدارس بخشنامه شده كه مدارس دولتي هيچگونه وجهي نميتونن دريافت كنن.

مدير : خب برو اسم بچت را تو تلويزيون بنويس!! اينقدر هم وقت منو نگير…

زن : آقاي مدير من دو تا بچه يتيم دارم! آخه از كجا بيارم ؟!!

مدير : خانم محترم! وقتي وارد اينجا شدي رو تابلوش نوشته بود يتيم خونه يا مدرسه؟! آقاي مستخدم، اين خانم رو به بيرون راهنمايي كن!!!

زن با چشمهاي پر اشك منتظر اتوبوس واحد بود، اتومبيل مدل بالائي ترمز كرد و زن سوار شد … روزنامه اي كه روي صندلي جا مانده بود رو برداشت و بهش خيره شد: كميته مبارزه با فقر در جلسه امروز … ستاد مبارزه با بيسوادي … تيتر درشت بالاي صفحه نوشته بود: با 200000 زن خياباني چه مي كنيد؟!! زن با خودكاري كه از كيفش بيرون آورده بود عدد را تصحيح كرد:

با 200001 زن خياباني چه مي كنيد ؟!!


فاحشه را خدا فاحشه نيافريد؛ آنانكه در شهر نان قسمت ميكنند، او را لنگ نان گذاشته اند، تا هر زمان لنگ هماغوشي ماندند، او را به ناني بخرند....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 01:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ