یافتن پست: #ات

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما هارو به ته دیگ ماکارونی قسمتون می دم!!!
وقتی دارین با تلفن صحبت می کنین با خودکار روی هر چیزی
که دم دستتون بود چرت و پرت ننویسین یا نقاشی نکشین...

آخه من الان این مدرک پایان تحصیلاتم که
بابام در حال صحبت کردن روش عکس اولاغ کشیده رو
کجا ببرم نشون بدم؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:39
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما هم وقتی تویه اتاقی تنها هستید و در به اندازه 1سانتی متر بازه احساس امنیت نمیکنید
یا فقط من این جور خود درگیری دارم؟? :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:43
+3
be to che???!!
be to che???!!
ﻋﺎﻏﺎ ﯾﻪ ﺳـﻮﺍﻝ : ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺸــﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﻔﻬﻤـــﻦ ﺩﻭﺳﺸــــــﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾـﻢ ... ﻭﻟﻤــــﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨـﻦ ﻣﯿــــــﺮﻥ ﻋﺎﯾـــــﺎ ؟؟؟
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اما مورخین بر این باورند که او از اپراتور ترک سل استفاده میکرده است چون در آنزمان سلطان سلیمان هنوز آفریقا را فتح نکرده بودند تا شرکت مخابرات ام تی ان در اختیار بگیرند, اما شاید ابراهیم پاشا بدلیل اینکه از اول همراه سلطان سلیمان بوده است , به دلیل همسایگی با ایران از اپراتور همراه اول استفاده.میکرده است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:06
+1
be to che???!!
be to che???!!
قابل توجه آقایوووووووون...
قدرتِ كلماتت را بالا ببر نه صدايت را ، اين باران است كه باعث رشد گلها ميشود نه رعد و برق .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:02
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
پسره استاتوس گذاشته :
یه دوست دخترم نداریم ، بهش خیانت کنیم .
خب عزیزم خدا خرو شناخت ، بهش شاخ نداد{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 13:47
+3
be to che???!!
be to che???!!
"يكي بود يكي نبود.."

تواين دنياي بزرگ يه پسري بود كه عاشق يه دختره ميشه.پسره چندسالي عاشق ميمونه تابلاخره تصميم ميگيره به دختر بگه كه دوست دارم.بهش ميگه ولي دخترنتونست هيچ حس دوست داشتني از پسره بجز به عنوان يه برادرتوقلبش بياره...


عاشقي اين2تاشده بود مثل2تاعاشق ولي يكيشون عاشق عشقش واون يكي عاشق برادرش.چون اون هيچوقت يه داداش واقعي نداشت..


خلاصه اين داستان عاشقي عجيب اين2تاگذشت تا يكي دوسال كه دخترك هم عاشق شد.ولي ايندفعه عاشق عشقش...مونده بود با يه دل عاشق وهيچ راهي بجز صداقت و شكست غرورش پيدانكرد و غرورشو شكست و بهش گفت دوست دارم..ميخوامت...ميخوام باهات بمونم..حتي براي اين كارش ازخواهرش سيلي هم خورد ولي فكرميكرد پسره ارزششوداره ولي..


اينا از هم دوربودن با400كيلومترفاصله و ديدارماهي يكي دوبار..خيلي همودوست داشتن.دوتاشون واسه هم ازهمه چيزو همه كس ميزدن ولي اين وسط يه مشكلي بود:پسره عشق دخترك باور نداشت خيلي براي دخترسخت بود كه شبا از گريه و چشم درد عشقشوباور نكن..بارهازنگ ميزد بهشو ميگفت حالم بده..دلم تنگ ..دلتنگيشوتحمل ميكرد ولي باور نكردن عشقش غير قابل تحمل بود..واسه اينك پسرك عشقشو باوركنه دست به كارايي زد كه پسرك ازش خواسته بودكه خودش دوست نداشت.ولي فايده اي نداشت...


نميگم پسره اونو نميخواست...چراعاشقش بود وخيلي كارا واسش انجام ميداد ولي دخترك عشقشوباور داشت...


ميسوخت و ميساخت..بااون عشق صادقش آبروش پيش تنها خواهرش بخاطرپسره رفت..ازپسرك تهمت شنيد..پسره ميگفت توبه غيراز من باكسي هستي..تهمت خيانت بهش زد..ميگفت من واست يه هوس بودم..ميگفت..


تحمل دخترديگ تموم شد..ديگ زندگي كردن وتحمل اينهمه بدبختي براش سخت شده بود..عاشقش بودولي مجبور شدروي عشقش پابذاره و پسرك ولش كنه..توصحبت آخرشون پسرك زد زير همه چيزوزير هرغلطي كه انجام داده..و به دخترك گفت ديگ بمن اس نده و زنگ نزن.از جدايي اين2عاشق تقريبا يك ماه ميگذره و مونده يه دختر بدبخت تنها باكولباري گناه وكلي تهمتو يه دل شكسته ...


اين داستانوگفتم كه بگم بعضيا ارزش شكستن غرور دارن حتي اگه ي دختر غرورشو بشكن..بعضيا ارزش يه عشق واقعي..وحتي گذشتن از همه چيز بخاطرشونو دارن ولي بعضيا حتي ارزش يه نگاه كردن هم ندارن...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 13:07
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بقای بدبختی : بدبختی همیشه هست .. فقط از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشه . مگر اینکه عکس این اثبات بشه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 12:31
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


ڪاشـــــ فقط بوבـے وقتـے بغض مـےڪرבم! بغلم مـےڪرבـے و مـےگفتـے... ببینمـــــ چشمـــــاتو منـــــو نگاه کـטּ... اگه گریـ ـہ کنـے قهـــــر مـےڪنم میرمـــــا !!! کوتاه شود


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 12:27
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دلتنگ شده ام ... نمیدانم... شاید برای تو و شاید برای دیروزم که باتو سپری می شد... تو بگو ! حال کجای دنیا دنبال تو بگردم !؟


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 12:19
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ