یافتن پست: #ات

Alireza
Alireza
فقط یه ایرانی میتونه طوری از بهشت و جهنم و حیات پس از مرگ صحبت کنه که انگار تور لیدر و هفته ای دوبار میره!{-18-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 14:13
+5
ronak
ronak
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم:
من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم .....
وچقدر دلم میخواهد بشنوم:
کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ..... مگه دست خودته ؟
رفتن به این راحتی نیست !
اما .... نمیدانم چه حکمتیست که آدمی ؛ همیشه اینجور وقتها
میشنود :
به جهنم ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:18
+6
sasan pool
sasan pool
امسال هم مثل هر سال بدون تو تموم شد/امسال هم گذشت بازمثل هر سال حروم شد
امسال هم مثل هر سال نیومدی تو پیشم/کم کم دارم از دوریت دیگه افسرده میشم
خسته شدم از اینکه تنهایی بشینم/تو کنج اتقم هی عکساتو ببینم
خسته شدم و می خوام یادم بره که هستم/من از همه دنیا دلگیرم و خسته ام
این عید نمی خوام من عیدی ندارم/این عید باسه من روز عذابه
عید هم مثل هر روز/هر روز مثل دیروز
من حالم خیلی خرابه
احساس میکنم دارم دق میکنم اینجا/این خونه یک زندون این خونه و هر جا
هر جا که نشونی هست تو اونجا نباشه/دق مرگ میشم می خوام این دنیا نباشه
احساس میکنم دیگه هیچ راهی ندارم/من موندم و تنهاییم با این دل زارم
میسوزم و می سازم من هیچی نمی گم/اما عزیزم عید تبریک به تو میدم
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:17
+3
saman
saman
درود بر همگی
میخوام 1 حالی بهتون بدم 1کی از متنامو بزارم براتون شاید نفهمید ولی باید بفهمید میفهمید چی میگم؟
میگه که : شدم 1 زنجیری دیوونه ی احمقو دیگه ام خوب دردی نیست که نشه درک کرد
تو راهم سختی پیش بوده او سعی کردم . گرچه گنجی نبود که بشه کشف کرد
رو دنیا شکی نیستو میشه شر کرد باش. هرچند مردی نیست که بشه جنگ کرد
همه چی واضحه.تو روزم میشه درد و دید. پس دیگه عهدی نیست که باشیم شبگرد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:15
+1
ronak
ronak
تقصير برگ ها نيست...آدم ها همينند نفس كه مي دهي ..له ات مي كنند....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:11
+5
sasan pool
sasan pool
چرا انقدر نگاهت بی قراره/چرا این خونه آرامش نداره
بگو کی زندگیتو تلخ کرده/چرا دستای تو انقدر سرده
کدوم بی رحمی رویاتو سوزونده/گه از لبخند تو چیزی نمونده
نمیزارم که چشمات خیس باشه/دارم میرم تا حالت رو به راه شه
میون این همه نا مهربونی/دارم میرم که تو عاشق بمونی
شکست این دل غمگین و تنگم/دارم میرم با یک دنیا بجنگم
جدایی از تو سخته اما میرم/میرم تا خنده هاتو پس بگیرم
حالا که بغضمون طاقت نداره/چه خوب میشه اگه بارون بباره
حلالم کن اگه که گریه کردم/دعا کن کم نیارم بر نگردم
از امشب با خیالت همنشینم/دعا کن خوابتو هر شب ببینم
نمی دونی که قبل از رفتن من/چه مردایی رفتن برنگشتن
چشای خیلی ها از عشق تر شد/دلاشون به خدا نزدیک تر شد
من هم باید برم طاقت ندارم/دیگه خواب خوش و راحت ندارم
تو هم هرشب بشین ماه و نگاه کن/برای حال و روز من دعا کن
توی لشگر که لبریز از غروره/با مردی که نگاهش مثل نوره
کنار من توی دنیای دیگه/یک روز دنیا به ما تبریک میگه
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:05
+2
behzad
behzad
بله اينم بچه داري !!1! به سبك دهات
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 12:54
+2
sasan pool
sasan pool
وقتی که دستاتو میگیرم تو دستام/وقتی که میدونی عاشق تو هستم
وقتی که با چشمات دل و میلرزونی/من دیونه ات میشم به همین آسونی
دستاتو میگیرم تو پر از احساسی/من دوست دارم تو من و میشانسی
وقتی که می خندی باسه توئ میمیرم/پیش من میمونی با تو جون میگیرم
من عاشقت شدم/می خوام بهت بگم
تو دنیای منی/تو ایی عشق خودم
دوست دارم تو رو دنیا تو دستمه/میدونی جای تو گوشه قلبمه
توی چشمای تو عشق من و میبینم /پای من میمونی من به پات میشینم
من دارم هر لحظه به تو دل میبازم/بهترین روز ها رو من برات میسازم
این یک حس خوبه اینکه با هم هستیم/دستو توی دستم ما به هم دل بستیم
من با تو فهمیدم زندگی شیرینه/تو تموم حرفات به دلم میشینه
{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 12:44
+5
sasan pool
sasan pool
چشاتو وا کن و /زل بزن بهم
واسه دیدن تو اینجا آمدم
آمدم بگم هنوز عاشقم/زیر حرف های قدیمم نزدم
وقت رفتن به تو گفتم عشقم/من یک روز دوباره بر می گردم
تو روز های دوری و تنهایی/روز و شب فقط به تو فکر کردم
چقدر خوبه که دستامو /تو دستای تو میزارم
چه دنیایی تو چشمات /چقدر دنیا مو دوست دارم
با نگاه مهربونت امشب/به قشنگی شب مهتاب
خنده های تو پر از احساس/بعضی وقت ها اخمت هم جذابه
نمی دونم تو کی بودی اما/من دیونه رو مجنون کردی
دلمو تو عشق تو گم کردم/وقتی موهاتو پریشون کردی
{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 12:19
+5
ronak
ronak
بیا با من مدارا کن که من مجنونم و مستم

اگر از عاشقی پرسی بدان دلتنگ آن هستم

بیا با من مدارا کن که دل غمگین و جان خستم

اگر از درد من پرسی بدان لب را فرو بستم

بیا از غم شکایت کن که من همدرد تو هستم

بیا شکوه از دل کن که من نازک دلی خستم

جدایی را حکایت کن که من زخمی آن هستم

اگر از زخم دل پرسی برایش مرحمی بستم

مجنونم و مستم به پای تو نشستم

آخر ز بدیهات بیچاره شکستم

برو راه وفا آموز که من بار سفر بستم

دگر اینجا نمی مانم رهایی از وفا جستم

برو عشق از خدا آموز که من دل را بر او بستم

نمی خواهم تو را دیگر بدان از دام رستم

مجنونم و مستم به پای تو نشستم

آخر ز بدیهات بیچاره شکستم

مجنون و دل را به چشمان تو بستم

هشیار شدم آخر از دام تو جستم

مجنونم و مستم ....

عاشقم و خستم....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 12:18
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ