یافتن پست: #ات

امیرحسین
امیرحسین
به این که راحت دروغ می گی ، عادت کردم !
ولی آخه چرا برای اثبات دروغت ،
میگی به جون تو ....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:14
+4
ebrahim
ebrahim
دلایل دخترها برای کات کردن رابطه با پسرها وقتی که از یه پسر دیگه خوششون اومده...

من اوني كه تو فكر مي كني نيستم. من....
... ... (با معرفتاشون)
...
من نمي تونم اينجوري ادامه بدم اذيت مي شم.
(اونايي كه اصن خلاقيت ندارن)

من دارم ميرم خارج. مادرم اونجا منتظرمه.
(دو دره بازاشون)

ببين من از يكي ديگه خوشم مياد ببخشيد واسه همه چيز.
(آخره صداقت) البته از اين ورژن موجود نمي باشد.

انقدر دوست دارم كه نمي تونم باهات باشم.
(آخره خلاقيت) البته اين ورژن توانايي هندل كردن چند نفر با هم را دارد.

گمشو ...ديگه نمي تونم اخلاقه گندتو تحمل كنم ...برو با همون حميده جونت دوست شو...
(اعصاب خراباشون)

ترو خدا باهام به هم بزن!
( دست پا چلفتي) اين ورژن تا آخر عمر هم نمي تواند دو دوست پسر داشته باشد. :))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:07
+5
sasan pool
sasan pool
تصادف به سبک ایرانی .اینو گفتم یاد یک چیز جالب افتادم من سه شنبه شب ها راهسازی دارم سر کلاس استاد ما گفت بچه توی فرانسه یک ایرانی میره تو اتوبان از یک خروجی اشتباه میره دنده عقب میگیره یک فرانسوی میزن عقب ماشین پلیس میاد میگه مقصر ماشین عقبی هست هرچی طرف قسم می خوره بابا این دنده عقب آمده پلیس حرفشو باور نکرد گفت اصلا چنین چیزی امکان نداره.خلاصه من فهمیدم که ما ایرانی ها جهان اباد کردیم{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:07
+4
mah3a
mah3a
پروردگارا: به خواب دوستانم: آرامش به بیداریشان:آسایش به زندگیشان:عافیت به عشقشان: ثبات به مهرشان: وفا به عمرشان:عزت به رزقشان: برکت و به وجودشان صحت عطا بفرما(شکرانه اش با من)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:02
+6
mah3a
mah3a
ز استاد دينى پرسيدم عشق چيست؟ گفت حرام است.
از استاد هندسه پرسيدم عشق چيست؟ گفت نقطه اى كه حول نقطه ى قلب جوان ميگردد.
از استاد تاريخ پرسيدم عشق چيست؟ گفت سقوط سلسله ى قلب جوان.
از استاد زبان پرسيدم عشق چيست؟ گفت همپاي love است.
از استاد ادبيات پرسيدم عشق چيست؟ گفت محبت الهيات است.
از استاد علوم پرسيدم عشق چيست؟ گفت عشق تنها عنصري هست كه بدون اكسيژن مى سوزد.
از استاد رياضي پرسيدم عشق چيست؟ گفت عشق تنها عددى هست كه پايان ندارد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:58
+4
ebrahim
ebrahim
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی!
میگفت: شما... مام میگفتیم: ما؟
میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین!
مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر!
آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..!
یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!
.
.
.
واسه شمام اتفاق افتاده بود ؟ :))
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:58
+4
mah3a
mah3a
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:47
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
آقا یه روز بیاین سر یه ساعت خاص فقط راجع به نماز و قران و اینا مودبانه استاتوس و کامنت بزارین من خانوادمو بیارم تو پیج واسه بازدید...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:44
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
مي دوني تلخ ترين اتفاق چيه؟
تو بخواي...
اونم بخواد...
ولي سرنوشت نخواد...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:26
+3
mah3a
mah3a
من کور هستم لطفا کمک کنید ...

روزی مرد کوری روی پله‌ های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:

من کور هستم لطفا کمک کنید.

روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.

عصر آن روز، روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور صدای قدمهای خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم. سپس با لبخندی متن تابلو را برای پیرمرد خواند:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید
بهترینها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 16:30
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ