یافتن پست: #ات

mah3a
mah3a
لان تو این لحظه چه احساسی داری؟

1-حس دلجویی از یک نفر

2-سرم واسه دعوا درد میکنه
...
3-احساس خجالت و شرمندگی میکنم

4-میخوام گریه کنم

5-دلم میخواد بخندم

6-حس غرور

7- فکر میکنم حرف نزنم بهتره

8-دلشوره دارم دلواپسم

9-دارم میمیرم از خنده

10-یه حس عشقولانه

11-حس میکنم حالم خوب نیست

12-احساس ترس

13-عصبانیم

14-بی خیالی

15-حس انتقام و نفرت

16-مایوس و نامیدم

17- استرس دارم

18-حس میکنم خیلی تنهام

19- احساس خوشبختی میکنم

20-حوصله هیشکی رو ندارم

21- دارم بالا میارم

22-درماندگی و پریشونی

23-سردمه

24-گشنمه

25-دلم میخواد یکیو بکشم

26-منتظرم یه اتفاق خوب برام بیفته

27-پشیمونم

28-دارم حرص میخورم

29-حس میکنم هیچ چیز مطابق میلم نیست

30-احساس شکست میکنم

31-واسه یه موضوعی خوشحالم نمیتونم بگم

32-حس میکنم به هیچ کس اعتماد ندارم

33-انگار دارم عاشق میشم

34-فکرم مشغوله

35- یکیو خیلی میخوام نمیتونم بهش بگم

36-یه هم صحبت میخوام

37-زندگی بهتر ازین نمیشه

38-خودمم نمیدونم چمه

39-حس میکنم به یه مقدار تفریح نیاز دارم

40-حواسم این ور ..اون وره

41- دلم میخواد با یکی برقصم
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:00
+2
سحر
سحر
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : "یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:58
+2
mah3a
mah3a
حس گوسفندی که درکی از ارزش پول نداشت
و تا لحظه آخر فکر می کرد
چوپان مهربان برای نجاتش با قصاب بی رحم جنگیده است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:46
+6
mah3a
mah3a
عجب رسم عجيبي
بچه که بوديم ؛ از تکليف مي ترسيديم
بزرگ شديم از بلاتکليفي
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:39
+4
mohsen
mohsen
خانمای عزز، اینقد شيکم و گونه و لب و دماغاتونو عمل کردين الان تو خيابون هرچی مامان ميبينيم شکل سيندرلاس هرچی بچه ميبينيم شکل سمندون!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:38
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
این قضیه میگن واقعیت داره و توی مشهد اتفاق افتاده

مسافرکشه بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :آقا منو میشناسی ؟راننده میگه : نه یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه. شما ؟مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:35
+12
mah3a
mah3a
دارم از اين شكلات هاي توپي ريز كه مغز دارن (بادومو فندق نخود اينا) ميخورم . از توي يكي هسته البالو در اومد :-o
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:24
+5
نیوشا
نیوشا
خـــــــــــــدایا نگذر از آن نامردانی که ما را در دوران کودکی با"لـــــولــــــو خورخوره" آشنا کردن!!!!فاصله اتاق تا توالتو با چه سرعتی میدویدم که لولوخورخوره خفتم نکنه!!!!
یه همچین دوران کودکی پراسترسی رو پشت سر گذاشتم من!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:14
+7
سحر
سحر
حکایت ایرانی ها هنگام بروز اتفاقی وحشتناک
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:59
+8
ali rad
ali rad
آرامم...


همچون مزرعه ای که تمام محصولاتش را ملخ ها خورده اند...


دیگر نگران ضربات داس ها نیستم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:21
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ