parnian
لطفا دقت کنین بچه ها
چرا می گویند ” فیلسوف ” و نمی گویند ” گاوسوف ” ؟!
چرا می گویند ” پیراهن ” و نمی گویند ” جوان اهن ” ؟!
چرا می گویند ” اتوبوس ” و نمی گویند ” اتوماچ ” یا ” جاروبوس ” ؟!
چرا می گویند ” خداحافظ ” و نمی گویند ” خداسعدی ” ؟!
چرا می گویند ” اتومبیل ” و نمی گویند ” اتومکُلنگ ” ؟!
چرا می گویند ” ماشین ” و نمی گویند “شماشین ” ؟!
چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند ” دیوانه ” و نمی گویند ” غول آنه ” !؟
امیرحسین
دنیاروبدون خانمهاتصورکن:
_بازارها،خلوت
_پولها،اضافه
_اعصابها،آروم
_مخابرات،ورشکسته
_دانشگاه آزاد،تعطیل
_شیطان بیکار……..آقایان بفرمایین بهشت
امیرحسین
واستا دنیا من میخوام پیاده شم - همینجا ؟؟؟ بله لطفا!! چند میشه؟ -
کجا سوار شدی؟ دهه شصت بود... - برو داداش... صلوات بفرست....
parnian
نیکوتینِ سیگار آدم ها را جذب نمیکند ؛
آدم ها به دود سیگار معتاد می شوند ... خیره می شوند به دود و غرق در خاطرات ؛
آدم ها معتاد خاطرات می شوند... !!
parnian
آدمها در ارتباطاتشان یک آستانه ی “تحمل” دارند
یک آستانه ی “تنفر”
و یک آستانه ی ” تهوع !