ebrahim
بچهها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود
که روى آن نوشته
بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچهها رويش نوشت: هر
چند تا مىخواهيد
برداريد! خدا مواظب
سيبهاست
?
هفت به هشت میگه دومیلیون بهت میدم جات و با من عوض کن،هشت جواب میده: من واسه مال دنیا لنگم و هوا نمیکنم
?
به [!] ميگن اسم يه پيامبر رو بگو ؟ ميگه : سوج !! ميگن اينو ديگه از کجا آوردي ؟
ميگه خودم پشت يه اتوبوس ديدم نوشته (( يا سوج )) !!