یافتن پست: #ات

ronak
ronak
عزیزم اونی که گذاشتی روی سرت کلاه نیست !! غذاته که باید بخوریش :))))) جیـــــگر منــــی کپلی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:24
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو خوابگاه به هم اتاقیم میگم برو پنیر رو بذار تو یخچال برگشته میگه بزارمش تو یخچال؟؟؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برو بزار رو اجاق گاز، زیرشم روشن کن تا برا صبحونه گرم باشه .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:07
+5
امید
امید
به جملات شریعتی باید ساعت ها فکر کرد : ای مردم مسلمان و علی مکتب من، از خانواده و همه همراهانم تقاضا دارم که پس از مرگ من، بدن مرا خارج وطنم ایران به خاک بسپارند. زیرا میدانم که ایران را که عشق و هستی من و هر ایرانیست، در حال ویران شدن است. میدانم که هیچوقت این خاک به دست دلسوزش سپورده نمیشود. ایران ویران خواهد شد و من در زیر خاکش داغان. به من رحم کنید. بگذارید که پس از مرگم دیگر غصه این خاک و مردمانش را نخورم. علی شریعتی -
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با رفقا زنگ زدیم فست فود. گفتم خانم سفارش داشتم، دو تا پپرونی یه مخصوص یه دونه نوشابه خنواده. میگه بفرستم براتون؟!!!!!! پـَـــ نــه پـَـــ بزار با ویدئو کنفرانس نگاشون کنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:59
+1
امید
امید
خدا هست، خدا نیست! هیچ وقت نمی توان خداوند را صد در صد در علم و دانش اثبات کرد. ولی بدانید که آن امید و آن حسّی که شما را به دعا و درخواست از پروردگار وا میدارد، آن حس، خدای شماست. اصلاً خدا در درون شماست._دکتر علی شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:56
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زن نگاهِ محبت آمیزی به شوهرش میکنه. شوهر میگه : چیه پول میخوای؟ زن میگه : پـَـــ نــه پـَـــ خوشگلی نگات میکنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:44
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم جوون؟ پـَـــ نــه پـَـــ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:44
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم شنا بعد موندم زیر آب بابام گفت داشتی زیر آبی میرفتی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داشتم درباره مناقشات اخیر با ماهیا مذاکره میکردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:42
+3
امید
امید
ميرسد روزي که بي هم ميشويم/ يک به يک از جمع هم کم ميشويم/ ميرسد روزي که ما در خاطرات/ موجب خنديدن و غم ميشويم [Omidvaram Roz e Khobi Ro Posht Sar Gozashte Bashid]
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:40
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
همکلاسیم خودکارش قطع میشه بهش خودکار تعارف میکنم میگه برا منه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ برای ابولقاسم فردوسیه که در اواخر عمر بخاطر فقر، قلم و دوات نداشت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:39
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ