یافتن پست: #ادم

Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
sin_sin جون كودك زيباست قبول دارم!
پسر عمو فرهادم!
امير برديا!{-49-}
19 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 23:29
+15
امید
امید
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن
لحظه ای چند بر این آب نظر كن
آب ، آیینه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم
باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم
یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كنی از آن ععاشق آزرده خبر هم
نكنی دیگر از آن کوچه گذر هم
فریدون [!]
آخرین ویرایش توسط admin5 در [1391/01/15 - 23:13]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 23:11
+5
poria
poria
گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 22:44
+4
امید
امید
شعر اول حمید مصدق گفته :
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت
بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:
من به تو خندیدم
چون كه می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
ادامه در دیدگاه
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 18:29
+12
reza
reza
عارفي را پرسيدند روي نگين انگشترم چه حك كنم كه وقتي شادم به آن بنگرم و هر وقت غمگين هستم به آن نظر كنم،گفت:حك كن"اين نيز بگذرد"
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:39
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خدایـــا!

من اینجا، دلم سخت معجزه می خواهد و تـــو انگار

معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا!
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:33
+9
-1
milad
milad
عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است / بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتراست / توی قران خوانده ام یعقوب یادم داده است / دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتراست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:25
+3
مهسا
مهسا
آموختــــــــــه ام هرگاه کسی یادم نکــــــــرد؛ من یادش کنم ، شاید او تنهــــــــاتر از من باشـــد ... !!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:57
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
نوشتن زيباترين كاردنياست
وزيباتراز آن چشم توست كه آن را ميخواند
نوشتن يعني نگاه كردن در چشم كسي كه
دوستش داريم و من هنوز آنچه را در دست
دارم مينويسم،نه آنچه از دست دادم.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:14
+7
sepideh
sepideh
قويترين آدم جهان *دختر ايرانيه*...!!که با وجود تجاوز فردي و گروهي و اسيد پاشي و گشت ارشاد...!!و مزاحمهاى خيابوني و...!!زور گيري و...!!قتل و هزار خطر ديگه...!!... هنوزم تو اين مملکت درس ميخونه...!!ورزش ميکنه...!!رانندگى ميکنه...!!کار ميکنه...!!عاشق ميشه...!!اعتماد ميکنه...!!مادر ميشه...!!و به بچش ياد ميده...!!* آدم* باشه...!
6 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:47
+4
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ