*vorojak*
کوه به کوه نمیرسه ولی موز به ادم میرسه!!!!
محمد
جملات پنـد آموز پـشت كامیـونی
بعضی از راننده های کامیون جمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره
یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره ...
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!
لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع !
عشق آمد و گفت من بی سوادم
قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر
شتاب مکن! مقصد خاک است
رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!
اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)
سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده!
داداش مرگ من یواش!
کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت
تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که برگردی
نیوشا
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻳﺎﺩﻣﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﻣﯿﺘﻮﻧﻴﻢ ﺑﮕﻴﻢ ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﻧﻴﻢ ﭘﺲ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ
sina
چرا مادرمان را دوست داریم
چون ما را با درد به دنيا می آورد و بلافاصله با لبخند می پذیرد
چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند ، پشت دستشان می ریزند
چون وقتی تب میکنیم، آنها هم عرق می ریزند
چون وقتی توی میهمانی خجالت می کشیم و توی گوششان می گوییم سیب می
خوام، با صدای بلند می گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و
ما را عصبانی
می کند
و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک میزند، با پدر دعوا می کنند
چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد
چون
وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در
مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت
ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم
چون وسط سریالهای ملودرام گریه می کنند
چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل
معصومش را کلاه گذاشته باشند
چون شبهای امتحان و کنکور پابه پای ما کم میخواب
محمد
حدود 3 صبح بود رفتم سر يخچال تنگ آب رو برداشتم آب بخورم، دوستم بلند شده ميگه مي خواي آب بخوري؟ گفتم پـــ نه پــــــ ، تو خواب يادم افتاد به گلا آب ندادم مي خوام بهشون آب بدم!
saeed
سیگار بکش
__مست کن
__بغض کن
__گریه کن
__دق کن
... __ولی...
"با ادم بی ارزش درد و دل نکن..."
payam
هميشه يادمان باشد كه نگفته ها را ميتوان گفت ولي گفته ها را نميتوان پس گرف