یافتن پست: #ادم

hadith
hadith
چمـدان امیـدمـ را مــے بندمــ یادمــ باشـد خنـده ها و بوســہ هایمـ را جا نگـذارمــ آری مسافــرمــ تا دیار آغــوش ِ تـــــــــو چنـد فرسخــے بیــش نماندهــ کمــے از دلتنگــے دور شده امـــ .. بــے تابـــ نباش کــہ این مقصـد هیچ گاه مبدا نخواهــد شـــد مهمانــے کــہ میزبانــش نـگاه ِ تـو بــاشد دیگـر رفتنــے نیستـــ ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:00
+3
hadith
hadith
راستی من سلام یادم رفت سلام به همه دختر پسرای گل سایت
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:28
+4
مهسا
مهسا
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را که تنها دل من ؛ دل نیست ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 00:13
+4
نیوشا
نیوشا
می دونی ادما بین الف تا ی قرار دارند . بعضی ها مثل "ب"
برات می میرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت می شوند، مثل "م" منتظر
می مونند، تا یک روز مثل "ی" یارت بشن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 23:50
+6
سحر
سحر
یادمون باشه روی شیشه دلمون حک کنیم که دوست داشتن تاریخ مصرف نداره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 23:17
+6
مهسا
مهسا
زنـــــم... آزادم... حق آزادی دارم ، اختیار دارم ... غریبه نیستم، صدایم را خفه نکنید، بر سرم حجاب مالکیت نکشید، عروسک نیستم... دلخواه شما نخواهم شد ! بازی‌ های بی‌ محتوای زن و مرد تمام شد... اگر پا به پا نمیایی‌... دست دست نکن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 22:13
+5
مهسا
مهسا
اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم . ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 21:48
+3
poria
poria
سر جلسه کنکور، برگه‌ها رو پخش می‌کنن و غضنفر اول یه پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالات خیره میشه. بعد یه سكه از جیبش در میاره شروع می‌کنه تند تند شیر یا خط کردن و پاسخ نامه رو پر میکنه.
بعد 50-40 دقیقه مراقب می‌بینه غضنفر خیس عرق شده و مرتب یه سکه رو میندازه بالا و زیر لب فحش میده. میره جلو می‌پرسه: داری چی کار میکنی؟
غضنفر میگه: به همه سؤالات جواب دادم. دارم جوابامو چک میکنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 20:24
+2
مهسا
مهسا
تهرانيه توحج پرده كعبه روگرفته بودميگفت خداياتوبه ديگه واسه تركاجوك نميسازم.تركه زدبه شونش گفت داداش قبله كدوم طرفه؟!تهرانيه دادميزنه خداياخاطره كه ميتونم تعريف كنم{-7-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:52
+4
poria
poria
تو بانك نوبتم شد،رفتم جلو باجه7 خانومه تقريبأ ديگه ميشناسه آنقد رفتم بانك...
ميگه: لطفأ شمارتونو بدين؟
گفتم شماره نوبتمو؟
ميگه: پ ن پ! شماره موبايلتو! فقط بگما من تك ميزنم تو زنگ بزن!
شماره نوبتمو بهش دادم، يه چك بهش دادم كه نقدش كنه؟
ميگه: ميخواي نقدش كني؟
گفتم: پ ن پ! اينو دادم واسه اينكه تو شارژ بخري زنگ بزني....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:31
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ