♥ نگار ♥
یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کردم یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه !
♥ نگار ♥
توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟
گفتم : الحمدلله
یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد !
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم :
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله
♥ نگار ♥
یه شماره ناشناس بهم اسمس داد :من رسیدم.. کجایی؟
جواب دادم من ۲۰ دقیقه دیگه میرسم..
جواب داد.. اوکی من میرم نیا اصلن..
الان عذاب وجدان دارم.یه شماره ناشناس بهم اسمس داد :من رسیدم.. کجایی؟
♥ نگار ♥
گاهی ادم ته میکشه... آدمه دیگه! ساعت شنی نیست که سرو تهش کنی,آدم گاهی تموم می شه..
♥ نگار ♥
تو تاکسی بودم
ب دوستم پیام دادم که دیشب تصادف کردم الانم تو بیمارستان بستریم.
یه دقه بعد دوستم زنگ زد رو گوشیم،
بغل دستیم میگه….
آقا میخای جواب بدم بگم همین الان بردنش اتاق عمل؟!
هیچی دیگه! تصمیم گرفتم تو تاکسی گوشیم از جیبم در نیارم
♥ نگار ♥
وقتی تو با من بودی اونم با من بود
حالا که نیستی هم این با منه
وفاداری کدامتان بیشتر است؟
جوابی نداری …