fereshte
کوتاه ترین داستان دنیا.................................. روزی روزگاری خدا ما را افرید تا ادم باشیم ! قصه ی ما به سر رسید خدا به خواستش نرسید
fereshte
خدایا یادت هست ؟؟؟ دستشو گرفتم آرو پیشت گفتم:من اینو میخوام گفتی: این خیلی کمه بهتر ازینو برات کنار گذاشتم پامو کوبیدم زمین گفتم من همینو میخوام گفتی : آخه..... آخه........ قول اینو به یکی دیگه دادم
من اولین بارری که کفش پاشنه بلند پوشیدم با مخ افتادم توی جوب
1393/01/12 - 14:44واقعا؟؟؟!!!!!!!!
1393/01/13 - 11:50اره
1393/01/13 - 13:26