♥ نگار ♥
که انگار نخ از میان سوزن،
به هر چه دست میزنم
به رنگ آن کوک میخورد...
در کافه تنهایی
نبودن تو چنان از من گذشته استکه انگار نخ از میان سوزن،
به هر چه دست میزنم
به رنگ آن کوک میخورد...










