یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛
کمر شکسته ترین بودم.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خجالت دختری باید بکشه که روز خواستگاری به پدر و مادر پیر و کم سوادش بگه شما کمتر صحبت کنید

خجالت پسری باید بکشه که (فقط تو رو دوست دارم) رو برای چندین نفر sentکنه

خجالت زنی باید بکشه که خوش گذرونی هاشو در غیاب شوهرش که برای تامین
مخارج زندگی دو شیفت کار میکنه انجام می ده

خجالت مردی باید بکشه که زنش پشتش دعا میخونه که به سلامت برگرده و اون دعا میخونه که زنش از روابط پنهانش با دیگری بویی نبره

خجالتها تموم شدنی نیست بیاییم به جای اینکه خجالت بکشیم جوری رفتار کنیم که خجالت نکشیم ....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حقیقت در دو عالم جز یکی نیست

یکی هست و در آن ما را شکی نیست


خیال از نقش می بندی به خوابی

جز او تعبیر خواب خود نیابی


زمی جامی است پر می بر کف ما

حبابی می نماید عین دریا


که دارد این چنین ذوقی که ما راست

که ذوق ما همه عالم بیاراست


معانی بیان نعمت الله

بپرس از آفتاب و حضرت ماه
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تنهایی بد است

اما بدتر ازون اینه که بخوای

تنهایتو با ادمای مجازی پر کنی

ادمایی که

بود و نبودشان مشخص نیست

و فقط به یه چراغ روشن خاموش بستگی داره
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:35
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند …
از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!
وقتی کســی جایت آمد …
دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند …
میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه …
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !
و این است بازی باهــم بودن … !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:34
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی نباید ناز کشید


نباید آه کشــــــید


نباید انتظار کشید


نباید درد کشـــید


نباید فریاد کشید


تنها باید دست کشید و رفت...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کلاس نهضت سواد آموزی مازندران
معلم: هر چی میگم تکرار کنید
-امیر مریض است...
شاگردان: آخ ونه مار بمیره
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو اتوبوس بودیم راننده با یه خانومه دعواش شد.... بعد آقای راننده گفت :جواب ِ ابلهان خاموشیست خانومه هم سوتی داد گفت خفه شو پس=)))
هیچی دیگه نزدیک بود اتوبوس چپ شه از خنده
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:23
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هروقت حوصله ندارم این همه صفحه رو ببندم و کامپیوترو خاموش کنم
کلید سه راهی رو از پایین با پام فشار میدم و خطاب به کامپیوتر میگم :فکر کن برق رفت!!!
والا!!! چه کاریه یه ساعت طولش میدین؟ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماشین پیکانی با شماره پلاک تهران ص از چراغ قرمز ردمی شه, پلیس که غضنفر بوده آژیر کشان دنبالش می افته و پشت سرهم داد می زد :تهران صلی الله علیه و آله بزن کنار!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 20:10
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ