یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه دریا اشک برای ریختن دارم

یه دل گرفته

یه زندگی پر از خالی

من سرشارم از تنهایی ..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضی وقتا شیشه عرقت جلوته...
یه قلیون دو سیب هم کنارته.......
ولی بازم احساس میکنی یه چیزی کمه
اونجاس که میفهمی دلت
واسه یه نفر یه دنیا تنگ شده.
تلخی عرق و سنگینی دو سیب هم
نمیتونه جای رفیقتو پر کنه...!
به سلامتـــــــــی رفیق
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:46
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از مرگ نترسید ، از این بترسید که وقتی زنده اید

چیزی در درون شما بمیرد به نام " انسانیت "
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:44
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
یکی از ظلمهایی که در حق دخترا شد . . . عکس دار کردن شناسنامه ها تو 16 سالگی بود با اون سیبیل {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:29
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بعضیـــــــــا ﺍﻧﻘـﺪر " ﭘـــــــﺎ " ﺩﺍﺩﻥ، ﺟـﺎﻧﺒــﺎﺯﺷـﺪﻥ ...... {-6-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:27
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کم باش . . . اصلا هم نگران کم شدنت نباش . . .
آنکس که اگر کم باشی گمت کند همانیست که اگر زیاد باشی حیفت میکند . . .
سعی نکن متفاوت باشی رفیق . . .فقط خوب باش . . .
اینروز ها خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:27
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لحظه ای بود كه تو رفتی
سیل غم زندگیم رو برد
وقتی كه پل شكستی
تو به خیر٬ ما به سلامت
عاشقی به ما نیومد
بانوی عزیز عشقم
بدتر از همه در اومد
اشتباه بود٬ اشتباه بود
دل به تو بستن گناه بود
چه شبایی گریه كردم
تو به حالم خنده كردی
آغوش خداحافظی رو
حتی حوصله نكردی
نه ‚ تو عاشقم نبودی
مشت تو وا شده پیشم
دیگه دارم توی هق هق
گرگ بارون زده میشم
اشتباه بود ‚ اشتباه بود
دل به تو بستن گناه بود
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گوش کن ...
صدای نفس های پاییــــــــــز میآید .
نگرانی هایت را از برگ های درختان آویزان کن،
چند ساعت دیگر میریزید ..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من و تو
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشویم ، تنهایم
تو اگر ما نشوی
خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
دشتها نام تو را می گویند
کوهها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزها که جرات دیوانگی کم است

بگذار باز هم به تو برگردم

بگذار دست کم ، گاهی تو را به خواب ببینم

بگذار در خیال تو باشم

بگذار . . .

بگذریـم
.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 17:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ