یافتن پست: #از

saman
saman

یاد داری که موسم پاییز


جانب باغ و بوستان رفتیم


دست در دست یکدگر باهم


از پی دیدن خزان رفتیم


پنجه های چنار زرد و نزار


زیر پای من و تو می شد خرد


باد پاییز های و هوی کنان


برگها را به هر طرف می برد


گلبن نسترن ز بی برگی


بیدسان پیش باد می لرزید


گه ز تاراج باغ می نالید


گه ز تشویش باد می لرزید


شاخه های صنوبر و شمشاد


بر سر خاک زر می افشاندند


برگها زیر پای ما نالان


قصه ای دردناک می خواندند


خسته و دلشکسته می گفتند


مرگ مطلوبتر ز تنهایی ست


پایفرسود پای دوست شدن


دوستان خوبتر ز تنهایی ست

دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:28
+2
saman
saman
آزاد آزادم ببین چون عشق درگیر من است
دیگر گذشت آن دوره که تقدیر زنجیر من است
شاید نمی دانی ولی از خود خلاصم کرده ای
آیینه ی خالی فقط امروز تصویر من است
از عشق تو برباد رفت آن آبروی مختصر
من روح بارانم ببین ، چون عشق تقدیر من است …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:26
+2
saman
saman

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه


همین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشه


همین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینم


همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم


بازم حس می کنم زنده ام


بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو


به کی غیر تو می بستم


همین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرم


که گاهی ساده می خندم،گاهی سخت دلگیرم


همین احساس خوبی که


دلت سهم منو داده


همین که اتفاق عشق


برای قلبم افتاده


بازم حس می کنم زنده ام بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو به کی غیر تو می بستم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:20
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
چه صبحی میشه اون صبحی که با صدای گوشی از خواب بیدار میشی صدات در نمیاد.. ولی از پشت خط یه صدای مهربون میگه: تنبل کوچولوی من پاشو میخوام روزمو با شنیدن صدات شروع کنم!!! {-41-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:48
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
رفتار یک دانشجو از ترم اول تا آخر دانشگاه:
ترم اول! ترم جو گیردگی
ترم دوم! ترم عاشق شدگی
ترم سوم! ترم افسردگی
ترم چهارم! ترم زرنگ شدگی
ترم پنجم! ترم مشروطه گی
ترم ششم! ترم ولخرجیدگی
ترم هفتم! ترم پاتوقیده گی
ترم هشتم! ترم فارغ التحصیلی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:37
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
آرزوهای یک دختر ایرانی: كاش ازدواج هم مثل انتخابات بود چند تا نامزد توسط مادرم تاييد صلاحيت ميشدن ميومدن ازهنرها و برنامه هاشون ميگفتن، بعدش منم سرفرصت با بصيرت وآگاهي همسرمو انتخاب ميكردم وهر چهار سال يكبار،حماسه ديگری مي آفريدم {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:32
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
این روزها آنقدر دلم نازک شده که

حتی وقتی باد می آید

می ترسم ترک بردارد!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 22:43
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 22:21
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
جایی توی بدنم، که سر یا دندان یا دلم نیست، تیر می کشد، جایی توی فکرهایم است، ته حرف هایم یا پشت ِ پشت ِ قلبم. یک جور درد تازه است و غصه ای ناآشنا...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 22:12
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
وقتی زیاد به رفتن فکر می کنی، سفر را آغاز کرده ای . خود به خود از جایی که هستی فاصله گرفته ای .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 22:10
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ