پشت این شیشه که دنیای مرا به همین عادت و تکرار تنزل داده ست
بی کرانی ست پر از تجربه های تازه کاش
فریاد کمک خواهی این ماهی تنگ میتوانست از این شیشه فراتر برود
پشت این شیشه که دنیای مرا به همین عادت و تکرار تنزل داده ست
بی کرانی ست پر از تجربه های تازه کاش
فریاد کمک خواهی این ماهی تنگ میتوانست از این شیشه فراتر برود
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است
زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است
تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
کوک میکنم سازم را به هوای اینکه کوک کند کیف این دل خسته را
لیکن به ما که میرسد سوز میبارد از حنجره اش!!!
مجنون تر از تو؛ عاشق نمی بینم اشکامو پاک کن؛
محتاج تسکینم آرامش من؛ ای عشق دیرینم بی تو هیچم بی تو می میرم....
ای سرنوشت سازم ای بال پروازم پایان ندارم بگو که آغازم
من رفته از یادم گمگشته فریادم بی تو اسیرم با تو آزادم
نجوم نخوندم, ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم... *****
فیزیک نخوندم, ولی می دونم « هر عملی را عکس العملی است...»
غیر از عشق من به تو و می دونم که واحد اندازه گیری عشق, ژول و کالری و وات و... نیست *****
زیست شناسی نخوندم, ولی می دونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﺣﺸﯽ_ ﻣﺮﺍ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺮﺯﻩ ﺍﯼ ﺭﺍﻡ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ بــانــو ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﻣﺮﺯ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﮕﺬﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺩﺭ ﭘﺲ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﻢ چشمﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ پسرکی ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭِ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﻭﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺵ تنها تو را فریاد میزند
سحر از مزرعهی عشق تو بیدار شدم/
من چه کردم که به عشق توگرفتارشدم/
حضرت عشق بفرما که دلم خانهی توست/
سرعقل آمده هر بنده که دیوانهی توست!
در سرزمین قلبم خانه ای ساختم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدنت خسته نمی شدند ،
در این خانه همیشه خاطراتم را مرور می کنم ،
اگر چه ازت دور شدم ولی حرف های گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ،
نام تو همیشه در ذهنم و یاد تو همیشه در قلبم جاریست