یافتن پست: #از

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

راه مسجد نه همه بهر نماز است
بنـــــگر بــــــرهت کـــــرا نیاز است
گریک دل بشکسته تــو آباد کنی
بهتر ز هـــــــزار وعــده نماز است

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:56
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

میدونی درد من از فــــــــــراق تــــو چگونه بود
دل آشفتــه ی  من ز داغ تــــــو دیــــــوونه بود
میدونی چرا چنین شکستـــــــــه و نزار شدم
آخه عکست توی قاب رو میز من تـو خونه بود

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:54
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ترسم زغمت این دل و دیــوانه بمیرد
دور از تو در این غـــربت بیگانه بمیرد
آمال من اینست که در گلشن رویت
برشمع وجــــــود تو چـو پروانه بمیرد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از تنهایی های من برایشان بگویید …
بگذارید بدانند چه رنجی پشت رفتنشان است ؛ شاید تنهایتان نگذارند !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:53
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

تا یار نداری . سخن از یـــــــار مگو
با همچو منـــــی . قصه دلدار مگو
با حافظ و سعدی مگو قصه عشق
در محضر خیـــــــــــام از عطار مگو

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:52
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

برگیر دل و . در بر دلــــــــدار بیا با ساغــری از می توای یار بیا
ساز دل ما کوک زآوازهء توست با یک غــــــــــزل ناب بدیدار بیا

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:51
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

خدایا این دلــم غمگینه امشب که بار غصه ام سنگینه
امشب ندارم طاقت این رنــــج و غم را دلم از خون غم رنگینه امشب

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:48
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
راقب باشید!
مراقب همین “دوستت دارم” ها
“عزیزم”ها
“مهربانم” ها
مراقب
باشید!
همین هایی که “آشق”می شوند تا ادای “عاشق”را در آورند!
بیچاره
عشق!
باز هم سرش کلاه می گذارند آنهایی که,
نه لایق عشقند ونه انسان!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:47
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گنجینه رازی است بهر مویت وز آن موی هر چنبره ماری است به گنجینه رازتای سیب بهشتی به لب و گونه گلگونداغ است دل لاله که دیوی زده گازتدر خویش زنیم آتش و خلقی به سر آریمباشد که ببینیم بدین شعبده بازتکبک و بره شاید به سر سفره شاهاندرویش تو سر کن به همین نان و پیازتصد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار ای جاده انصاف ندیدیم ترازتشهری به تو یار است و غریب اینهمه محرومای شاه نبازم دل درویش نوازت سید محمد حسین شهریار
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:46
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای چشم خمارین تو و افسانه نازت وی زلف کمندین من و شبهای درازت شبها منم و چشمک محزون ثریا با اشک غم و زمزمه راز و نیازت خود کیستی ای نغمه نوازنده بی سیم امشب به جگر می خوردم زخمه سازت باز آمدی ای شمع که با جمع نسازی بنشین و به پروانه بده سوز و گدازت سر کن به شب و ناله شبگیر من ای دل تا شبرو عشقیم نشیب است و فرازت خواننده نمازم من اگر قبله ندانم ای کعبه دلها که بخوانم به نمازت

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:44
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ