یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ما از همان کودکی

بازیچه دست روزگار شدیم

وگرنه کـــدام روبــاهـــی پنــیر میخورد!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آری از پشت کوه آمده ام !!!

چه میدانستم این ور کوه باید برای ثروت حرام خورد

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده...

ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم

و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد !

تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من قبلاها به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم ، اما از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره بر علیه من شهادت بدن !
بهشون گریس هم نمیزنم ، آدم فروش های پس فطرت . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:34
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
امشب روے دستهاے تو حساب باز کرده ام

وقتے به آسمان بلند مےشود!

امشب روے چشمهاے تو حساب باز کرده ام

وقتے نگاهت رو به خداست...

فقط روے دست های تو

فقط روے چشم های تو .../
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی هست ...
دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:27
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوست معمولی باشیم !
یعنی حالا بذار ما بقیه مغازه ها را ببینیم ایشالا مزاحم میشیم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:21
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اصن دوس پسر آدم باید به درجه ای از عرفان رسیده باشه که خودش بازوشو بیاره جلو صورتت و بگه:
.
خانومم بفرما گاز بگیر کبود شه...
.
.
.
.
.
.
.
یعنی غیر از این باشه پسره به لعنت خدام نمی ارزه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:19
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم که چند سال پیش بود
تو خیابون از دور یکی از دوستام دواران مدرسه رو از پشت دیدم
منم خواستم غافلگیرش کنم رفتم جلو
از پشت یه کشیده مکم خوابوندم در گوشش بعد تا خواست
روشو برگردونه چشماشو گرفتم!
منم گفتم اگه بدونی کیم؟؟؟
که یه لحظه فهمیدم اصلا صداش شبیه دوستم نیست!!
بعد که چشماشو ول کردم و روشو برگردوند..
دیگه خودتون بقیه شو تصور کنید!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جدیدآ از ملت می پرسی اسم بچه تونو چی گذاشتید،
یه چیزی میگه لامصب که مجبور میشی بعدش بپرسی
به سلامتی حالا دختره یا پسر!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:51
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سن من بستگی به خواست مامانم داره
یه وقتا میگه:
«تو دیگه بچه نیستی، این کارا چیه؟ از تو بعیده»
یه وقتا هم میگه:
«تو هیچی حالیت نیست... بچه ای هنوز، این چیزا رو نمی فهمی :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:50
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ