یافتن پست: #از

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
قلب شیشه ای

بر دیوار شیشه ای قلبم آویزی آویخته ام

آن طرف تر قاب عکسی بس پوسیده

وآن طرف تر پنجره ای از جنس بلور

اما چه فایده که قلب شیشه ایم هرگز در ندارد...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 16:00
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

در کوچه تاریک خانه مان چه گذشت ؟ صدای تو بود ؟ شاید مرا لایق صدای تو نیست ، می مانم نزد خود ، نجوا می کنم که ایمان من اندازه وسعت فردای تو نیست .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 14:41
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

فراموش مکن قطاری که از ریل خارج شده ممکن است آزاد باشد ، اما راه به جایی نخواهد برد .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 14:39
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

نامه رسان نامه ی من دیر شد ، کودک ولگرد فلک پیر شد ، نامه ی ما را نکند باد برد ، یا که فرستنده اش از یاد برد ، یا دگری بر دگری داد برد ، صید شد اندر ره و صیاد برد .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 14:35
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

از کجا باید سفر کرد تا کجا باید دوید ، از کجا باید گذر کرد تا به قلب تو رسید .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:56
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

آسمان ؟ تو چگونه می باری که صاف می شوی ؟ راستش …
من هر چقدر که می بارم باز هم ابری ام


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:44
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

از عشق چیزی نمی دانم ، اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی …


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:41
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سال‌ها یک کمی خاک

که دعایش

دیدن آخرین پله آسمان بود

آرزویش همیشه

پر زدن تا ته کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه‌ای خاک برداشت

آسمان را در آن کاشت

خاک را

توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک

توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی

من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات

این همه از خدا دور هستم

پیش از این

زیر یک سنگ

در گوشه‌ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم

همین.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:08
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
پشت ابرهااز خانه بیرون میزنم اما کجا امشب

شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب!

پشت ستون سایه ها روی درخت شب

می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب؟

میدانم ، آری نیستی اما نمی دانم

بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟

هر شب ترا بی جستجو می یافتم اما

نگذاشت بی خوابی به دست آرم ترا امشب

ها...سایه ای دیدم! شبیه ات نیست اما حیف!

ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز

حتا ز برگی هم نمی آید صدا امشب

امشب ز پشته ی ابرها بیرون نیامد ماه

بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام کوچه ها را یک نفس هم نیست

شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب

طاقت نمی آرم تو که می دانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب

ای ماجرای شعر و شب های جنون من

آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟

محمد علی بهمنی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:06
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دنیا پر از صدای پای آدم هاییست

در حالی که تو را می بوسند

طناب دار تو را در ذهن خویش می بافند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:01
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ