خدایا... بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم/ بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم/ بابت لحظات شادی که به یادت نبودم/ بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم/ بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم/ مرا ببخش.....
باز دل اسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم از ان بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند خوش به حال اسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند اسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد