یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عجیبه که تو دنیای بچه ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم “برنده” است ولی تو دنیای بزرگتر ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم “بازنده” است :'(
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:26
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که : عشق زاییده تنهایی است….
و تنهایی نیز زاییده عشق است

تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد ….
کسی در پیرامونش نباشد
!
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست
!
برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند

و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛ در انبوه جمعیت نیز تنهاست ……

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:20
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ز چشمت اگر چه دورم هنوز....
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال....
به یاد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب یاد مرا.....
دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهایم نشد.....
پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نیست....
گرشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام.....
پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدی......
من شیفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....
در این عرصه مردی جسورم هنوز

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:13
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود که می خواهم تا سقف آسمان پرواز کنم رویش دراز بکشم راحت و آسوده مثل ماهی حوض خانمان که چند روزی است روی آب است .....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگه است
معذرت خواهی یعنی: اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره . . . / .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:05
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..
در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها....
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
.
دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:05
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

* زمانی فرا می رسد که مجبور می شوید بگذارید کسی برود و دیگر با او ارتباطی نداشته باشید. اگر کسی شما را در زندگیش بخواهد راهی پیدا میکند تا شما را در آن بگنجاند. باید فراموشش کنید و این حقیقت را بپذیرید که آنگونه که شما دوستش داشتید، او نداشت و بگذارید به آرامی از زندگیتان برود. گاهی اوقات رفتن آسان تر از ماندن است. ما تا قبل از اینکه کسی را فراموش کنیم تصور میکنیم که کار سختی است. اما وقتی فراموش میکنیم به خود می گوییم که چرا زودتر ترکش نکردیم.

1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:04
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید...
دزدکی حرف زد
... دزدکی در آغوش گرفت... دزدکی عشق بازی کرد...
دزدکی دوست داشت
... خسته شد.... خسته ...
این روزها شیرین میزنم ؛ بی آنکه پای فرهادی در میان باشد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:02
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مرا به مهمانی سکوتت دعوت کن. وقتی دلگیر می شوی، وقتی تو هم از خودت خسته می شوی. مرا دعوت کن، به عمیق ترین تنفس، به ژرفترین بغض... به سوزناکترین آه. به طولانی ترین تعطیلی غمزده. به غروب دلتنگی ات. مرا دعوت کن به خودت، به دلت ، به حرفت ، به ناگفته هایت... نامحرم کسی است که نامرد باشد! مرا به مردانه ترین دوستی ها دعوت کن ... می خواهم در دستهای امن تو ایمان بیاموزم. می خواهم ایمان به دوست را بیاموزم. می خواهم بیاموزم که ؛ ناگفتنی ترین کلمات را که در ناگفته ترین الفاظ پنهان مانده اند...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:01
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

تو از منی و من از تو چرا که درد یکیست که آنچه با من و تو روزگار کرد یکیست عجیب نیست که من با تو نیز تنهایم که در مقابل آیینه زوج و فرد یکیست چه فرق می کند اکنون،بهار یا پاییز برای ما که کویریم سبز و زرد یکیست من و تو دشمن تقدیر یک دگر هستیم ولی چه سود، که تسلیم با نبرد یکیست دلم به دور تو سیاره ای است سرگردان که شیوه من و این چرخ هرزه گرد یکیست خدا یکی تو یکی پس از آستان غمت نمی روم که بدانندحرف مرد یکیست

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:01
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ