یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفتیم خونه عموم می بینم پسر عموم حمومه داره می خنده از
دختر عموم می پرسم چرا می خنده
میگه چیزی نیست داره سنگ پا می زنه
))))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 14:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو دستشویی عمومی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد از 10 ثانیه گفت : سلام چطوری؟

منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسی!

گفت: چیکار میکنی؟

گفتم:آدم اینجا چیکار میکنه؟!؟

دوباره گفت :میتونم الان بیام اونجا؟

عصبانی شدم گفتم:نه هنوز خودم کار دارم

یهو دیدم داره میگه:"من بعدا بهت زنگ میزنم. الان یه دیوونه ای تودسشویی داره جواب سوالای منو میده
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 14:12
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


تنهایم مثل آن مسجد بین راهی…

هرکس هم که می آید مسافر است میشکند…

هم نمازش....

هم عهدش را.....

هم دلم را.....و می رود….




دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 14:08
+4
xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 14:05
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در آخرین دقایق عمرم پرسپولیسی خواهم شد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تا این كه مردم یه پرسپولیسی کثیف از زمین كم بشه نه یه  استقلالی جیگر :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 14:04
+2
-1
xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 13:51
+5
saman
saman
مرا از یاد برد آخر ولی من بجز او عـــــالمی را بردم از یاد…! [فریدون [!]]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 13:35
+4
saman
saman
من در تو گمم از تو چه خبر؟ شانه هایم سرد است دم صبح سَر داغ ترا ، مرهم آزوست…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 13:29
+5
xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 13:17
+4
saman
saman
بـا تـو بـودن را تـصـویـر کـردم… بـی تـو بـودن را، تـجـربـه! ایـن بـود سـهـم مـن از رویـا تـا واقـعـیـت … !!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 13:01
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ