يکي از ترساي توي بچگيم اين بود که آشغال که از پنجره ماشين ميندازم بيرون
نره روي شيشه ي ماشين عقبي جلوي ديد راننده را بگيره اونم بخوره به يه ماشين
بعد آتيش بگيره و همه بترکن …
يه همچين ذهن روان پريشي داشتم من !
پسره تو اعلامیه پدرش نوشته :
از وقتی رفتی گرمی از این خونه رفته...!
یعنی خیلی ریز به موضوع خاموش کردن کولر اشاره کرده
به بضی از این روزه دارا باس گُفت:روزه گرفتن فقط به غذا نخوردن نیس که به آدم بودنه،وگرنه شتر از همه یِ ما مسلمون تره
بابام اومده تو اتاق دیده دارم نماز میخونم برگشته میگه :
صبح به صبح در پي مکر و فريب
شب هم گريه و امن يجيب ...
o.O
میگم اگه تانک تو دنده باشه استارت بزنیم شلیک میکنه؟
وابسا از فرمانده ببرسم
جوابشو بعدا بهم بگو
اون هم نمیدونه
ﻣﺸﻬﺪﯼ : ﻣﺎ ﻗﻄﺐ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﺷﯿﺮﺍﺯﯼ : ﻣﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻢ
ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ : ﻣﺎ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻨﯿﻢ
ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ : ﻣﺎ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻤﻢ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﯿﭻ
آبادانیه: ﻋﺒﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﺩ ﺷﯿﺮ ﻧﻔﺖ ﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﭘﻨﺞ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﯿﻨﻢ ﺍﯾﻨﺎ
ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ