یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدم ها کلا چهار دسته اند:
دسته اول اونایی هستن که از دسته دوم جلوتر دسته بندی شدن!
دسته دوم اونای هستن که از دسته سوم جلوتر دسته بندی شدن!
دسته سوم اونایی هستن که از دسته چهارم جلوتر دسته بندی شدن!
دسته چهارم اونایی هستن که بعد از دسته سوم دسته بندی شدن!

.
.
.
.
.
دیگه روزه داری خیلی داره بهم فشار میاره!
:|:D
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آغوشی باش و مرا به اندازه تمام اشتباهاتم بغل كن،

بدون آنكه حرفی میانمان رد و بدل شده باشد،

فقط نگاه باشد ونفس،

زندگی انقدر ها دوام نمی آورد،

همین حالا هم دیر است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:20
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می خواهم

آنقدر از دوست داشتنت بنویسم

تا تمام مردم زمین،

به دنبال تو...

تاریخ را

تا پایان دنیا ورق بزنند...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باور کن من
از معجزه ی آن لبها میترسم

میترسم مرا ببوسی

و دیگر خدا را

بنده نباشم... !!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با خودم می گویم شاید ...

شاید هنوز وقتش نرسیده!!!
کسی چه میداند...!
شاید هنوز راه رسیدن را پیدا نکرده!!!
اما حسی به من می گوید بالاخره پیدا می کند...
و تا آن روز فقط از من یک چیز می خواهد ...
باشد ای اتفاق ! ...
گرچه کمی پیرتر شده ام
با اینکه دیگر مثل آنوقت ها عجیب نیستم
اما خیالت راحت باشد...
من صبورم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:14
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به امید روزی که این "آقایون" تفاوتِ رنگ هاىِ زرشكى و جگرى و دونه انارى و لاكى رو باهم یاد گرفتن و به همشون نگفتن "قرمز" !
صورتى و نیلى و یاسى و ارغوانى و بادمجونى دقیقاً "بنفش" نیستن !
فیروزه اى و سورمه اى و كله غازى و كاربنى با "آبى" فرق دارن !
نماینده ى طیفِ فسفرى تا لجنى ، "سبز" نیست ! مثلا زیتونى ، كاهویى ، حنایى ، مغزپسته اى یا یشمى شخصیت رنگی متفاوتى دارند!
لیمویى و موزى و خردلى همون "زرد" نیستن !
"سفید" یه رنگه ، كرم و شیرى و نباتى، رنگهاىِ دیگه !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:12
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تعویض یا تبدیل نمی خواهم ... دلم " تغـییر " می خواهد !
تغییری که درونم را دگرگون کند...
روشن کند...
امیدوار کند...
چیزی که ابدی باشد و برای یک بار هم که شده
بیشتر از " یک لحظه " دوام داشته باشد !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن دوسـت دآرَد عـِشـقَـش ،

از پـُشـت دَسـتـآنـش را دور بَــدنَــش حـَـلــقــه کُـنـد،گــردنَــش را بــبـوسـَـد،

چَـشـمـآنـَش خــُـمـآر مـیـشَـود .

به آرآمـی گــوشــه ی لَـــبــش را گـــآز مـیـگـیـرَد . . .

صـدآیـَـش مـیـلـَـرزَد، زیـر ِ لَــب مـیـگـویـَد دوسـتـَتــــــــ دآرَمـــــــــ !

زَن مـیـدآنَـد کــه وجـودَش بــآ عِـشـق کـآمـل تَـر مـیـشَـوَد . . .

و بــآ بــوســه ای عـآشـقـآنــه بــه اوج ِ آرامـِـش مـیـرسَـد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو از کدوم قصه ای که بو دنت عادته.
نبودنت فاجعه. بودن تو امنیته
تو از کدوم سرزمین.تو از کدوم هوایی که از قبیله ی من ۱ اسمون جداییی
اهل هر جا که باشی ناجی قلب منی.
من رو با خودت ببر.من به رفتن قانعم. بودنی هر چی که هست.تو بخوای من قانعم

چی میشد شعر سفر بیت اخری نداشت.عمر پوچ من و تو دم اخری نداشت.
اخر شعر سفر. اخر عمر من .لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدن
من رو با خودت ببر
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:04
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ