یافتن پست: #از

saman
saman
در CARLO
یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید !
منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم،
یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییی ! بدید به فقرا …
بعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی ! :D
بعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 11:21
+5
sara
sara
خیلی مواظب باش اگه با شنیدن صداش دلت لرزید... اگه با بدی هاش فرار نكردی و موندی... دیگه تمومه...!

اون شده همه ی دنیات..
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 11:21
+4
saman
saman
در CARLO
یه بارم با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه
لبه پرتگــــاه پاهاش سُر خورد دستاشـــو گرفتم که نره
اما یاد این جملـــه افتادم که میگه عشقتـــــو رها کن اگه برگشت که
مال توئه اگه نه از اولــــم مال تو نبوده،
منم دستاشــو رها کردم دیگه برنگشت یعنی منــو نخواست بیشعور ! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 11:08
+4
sara
sara
عشق سرمایه ی هر انسان است
بنشانید به لب حرف قشنگ
حرف بد وسوسه ی شیطان است
و بدانید که فردا دیر است
و اگر غصه بیاید امروز تا همیشه دلتان درگیر است
پس بسازید رهی را که کنون
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 10:11
+4
saman
saman
در CARLO
چیز چیست ؟
کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛
زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛
به مثال های زیر توجه کنید :
چیز اینو کجا گذاشتی ؟
خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه …
برو پیش فلانی چیز کن !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 09:42
+5
sara
sara
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 09:26
+3
sara
sara
زنگ زدم به سهراب پرسیدم “قایقت جا دارد”
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
.
.
.
صدا آمد :از بی ادبان!
فهمیدم اشتباهی شماره لقمان رو گرفتم، سریع قطع کردم…
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 09:22
+4
saman
saman
در CARLO
میدونی چرا خدا انیشتین و دکتر حسابی و نیوتن رو قبل از من آفرید ؟؟؟


میخواست قبل از طراحی نمونه اصلیش چندتا نمونه آزمایشی بسازه …


الان من در خدمت شمام !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 09:05
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
پـسری باخانوادش دعواش شدو از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یکماه موند...

بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد

یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!!

میگه نه!!

میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی . ...

عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش ؛ رفیقش داشت مشروب میخورد

به رفیقیش میگه : ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود !

دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید

ولی خواهرمو نشناخت!!
15 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 02:41
+8
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
بوی تنش آشنا بود...کسی که از پشت به من خنجر زد........

راستی! این عطر را خودم برایش خریده بودم...!
27 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 01:33
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ