یافتن پست: #از

alireza
alireza
بعضی ها گریه نمیکنند ٬ اما ... از چشم هایشان معلوم است

ک اشکی به بزرگی یک سکوت ٬ گوشه ی چشم هایشان به کمین نشسته .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:53
+10
saman
saman
در CARLO
واژه ها مرا دلتنگ می کند


نگاه ها مرا دلتنگ می کند



کوچه ها خونه ها تمام لحظه ها



مرا دلتنگ می کند



و من با حرف به حرف نامت



دلتنگی ام را در میان قصه ها جار می زنم



و آخرین نگاه عاشقانه ات را



برای خود معنا می کنم



این روزها نه یک بار



بلکه هزار بار



دلتنگتر از همیشه ام



و باخود هجی می کنم



آخرین سکوتی را که



نام مرا به ساده ترین شکل ممکن



تکرار کرد



این روزها من



برای بودنت



برای خواستنت



برای نگاه کردنت



و برای بوسیدنت



دلتنگ می شوم



و به همین سادگی



برای تمام لحظه های با من نبودنت



دلتنگی می کنم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:51
+7
puya
puya
فازو بده بره بالا میخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام
حال کنی تو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:46
+4
alireza
alireza
لئوناردو داوينچی موقع کشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: ميبايست " نیکی" را به شکل "عيسی" و " بدی" را به شکل "يهودا" يکی از ياران عيسی که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير می کرد. کار را نيمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پيدا کند. روزی دريک مراسم، تصوير کامل مسيح را در چهره يکی از جوانان يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود؛ اما داوينچی هنوز برای يهودا مدل مناسبی پيدا نکرده بود… کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار ميآورد که نقاشی ديواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو، جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند، چون ديگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهميد چه خبر است به کليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچی از خطوط بی تقوايی، گناه وخودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند نسخه برداری کرد وقتی کارش تمام شد گدا، که ديگر مستی کمی از سرش پريده بود، چشمهايش راب
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:44
+11
puya
puya
من......دیوونه....نیستم

دیوونگی زده به سر من که من شدم پس غم پدر من

یه کمِشم با من راه نیومد پسر اگه به من بگن بجنگ

واسه زندگی بیدرنگ میگم تو هم چشماتو ببندو به همه چی بخند

منم قید آدمنماهای این جنگل و زدم بودم یه سرباز خدا

ولی بی سنگر و هدف

میشکنم مهد زندگیمو بیشرفم من آره!

قلب من با یه سایه نشده پاره ناله کاره منه با سایه ها

با مانع ها نمیشه روبرو شد و حال من خرابه

چرا آخه بدن من داغه رد پای من نمیمونه رو زمین و

همین و نمیدونم و دلیل و میپرسم از خودم

رضا نگاه چرا دنیا ضد تو هه به ما بگو چته؟

ینفرم نمیپرسه این سوال و که مایله
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:42
+3
saman
saman
در CARLO
برایت خواهم نوشت

از ابهام لحظه ها

از تردید

از حجم مرگ آور نبودنت

از کسانی‌ که رد می‌‌شوند و بوی تو را می‌‌دهند

... برایت خواهم نوشت

از حدیث تلخ بغض‌های تا ابد

از قناعت به یک خاطره ، یک یاد

از صبوری من و جای خالی‌ تو و شب‌های من

برایت خواهم نوشت

حتی تو هم برای من نبودی...
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/17 - 17:41]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:40
+8
puya
puya
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻣﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﻌﺪﻟﻢ ۲۰ ﺷﻪ !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻓﮏ ﻧﮑﻨﻢ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺑﺎﺷﻪ ، ﻫﻤﮑﻼﺳﯿﺎﻡ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ منو محو ﻣﯿﮑﻨﻦ !!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:39
+4
alireza
alireza
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند.

*خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را برای خودم می خواهد، نه خودش.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه .... .

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده.

*خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:27
+12
alireza
alireza
«اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»،
«اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»،
«اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد»،
«اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»،
«اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»،
«اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان‌هاست»،
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:24
+12
Burden
Burden
لا مصب رفیقم عجب عکسی از خودش گذاشته رو آواتارش {-1-}{-1-}{-1-}

{-50-}{-50-}{-37-}{-50-}{-50-}
به هوس افتادم {-1-}

چرا این سایت او شکلکه که دهنش آب افتاده رو نداره؟ {-31-}{-31-}{-31-}

الان اون شکلکه می طلبید اینجا {-31-}{-31-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:22
+4
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ