یافتن پست: #از

parisa
parisa
از يه جايی به بعد نه اينکه فايده نداشته باشه ها نه ارزششو ديگه نداره ....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 20:18
+7
behzad
behzad
یارو از کلاهش خرگوش در میاره،
.
.
.
.
.
.
.
.
من هنوز از قلبم توی گوساله رو نتونستم در بیارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 20:13
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقــت نــــماز تــو هسـتی و خــــدا

هـــــــر جــا کــــــه بــــــاشـــــی

.
.
.
.
.

وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ۚ ذَٰلِكَ

ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِینَ ﴿هود /١١٤﴾



و نماز را در دو طرف روز و ساعات نخستین شب برپا دار ، كه یقیناً نیكى‏ها

بدى‏ها را از میان مى‏برند ، این براى یادكنندگان تذكّر است .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:41
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بی حس شده ام از درد ! از بغــض ! فقط گاهـی … خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:37
+5
alireza
alireza
پبه سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:32
+5
behzad
behzad
سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن که شبیه باباهاشون شن.نه مث جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون شن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:32
+12
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﺩﻥ!
ﺩﺧﺪﺭ ﺩﺍﯾﯿﻢ ۵ ﺳﺎﻟﺸﻪ!
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :ﮐﯿﻪ!؟
ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﻮﻥ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺷﻮﺧﯽ ﮔﻔﺖ :ﻣﻨﻢ ﻣﻨﻢ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮﻥ!
ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ, ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺱ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﻨﻪ!
ﮔﻔﺖ :ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮﻥ ﻫﺴﺘﻦ؟ ﮔﻔﺘﻢ :ﻧﻊ، ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻭ ﺣﺒﻪ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:27
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز یه نفر ازم پرسید :
تو واسه چی همش تو اینترنتی؟؟؟ :-|
بهش گفتم : واسه تفریح :-|
ولی میدونی تو دلم چی بود ؟؟؟
پیش خودم گفتم :
وقتی می بینی نه همدمی داری ؟؟؟ :-|
نه رفیقات رفاقت می دونن ؟؟؟ :-|
نه عشقی دارم که ......... ؟ :-|
کجا بهتر از اینجا !!!! :-|
به سلامتیه همه دوستای مجازی ♥
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:20
+5
behzad
behzad
به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کن
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:20
+7
alireza
alireza
زن:غذا خوردی ؟
مرد:غذا خوردی ؟
زن:دارم از تو میپرسم
مرد:دارم از تو میپرسم
زن:ادای منو در میاری ؟
مرد:ادای منو درمیاری ؟
زن:بریم خرید ؟
مرد:غذا خوردم :|
.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:19
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ