یافتن پست: #از

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/9 - 14:15]
18 دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 13:46
+24
saman
saman
از اینجا راهی نیست تا شک و بد بینی



من با توام اما من رو نمیبینی



دستات و میگیرم دنیات یخ بسته



انگار من نیستم اینجا تو این لحظه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 13:34
+3
saman
saman
سیگار با مشروب با طعم هم آغوشی

یعنی فراموشی فراموشی فراموشی

بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم

بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم

بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم

با هر که می شد هر چه میشد امتحان کردم





اما نشد هیچ کس جای تو را برایم پر نکرد گل من
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 12:46
+4
parisa
parisa
هــی رفـیق دهـه شـصـتـی!!!!!!

مـیدونم تـو جـوونی پـیـر شـدی
ــــــــــــــــــــ
میـدونـم آهـنـگ یـو یـو بـازی کـردنـت آژیـر قـرمـز بود...
ــــــــــــــــــــ
میـدونـم واسـه دوچـرخـه و آتـاری مـعـدل 20 آوردی و هـرگـز
نـخـریدن برات...
ــــــــــــــــــــ
می دونـم کلاسـات پـر آدم بـود ...
ــــــــــــــــــــ
میـدونم ...حـالا بـایـد هـم کلام نـسـل "جـاسـتـیـن بایـبـر" شـوی!!!
ــــــــــــــــــــ
کسـایی کـه شلوار را تـا نـصـفـه کـشـیـده اند بـالا و افـتـخـار مـیـکـنـند!!!
ــــــــــــــــــــ
سخـت اسـت رابـطـه ات بـا سـلـنـا و جنـیـفر و آنـجلیـنـا!!!
ــــــــــــــــــــ
سخـت اسـت فـهـمـیـدن عـجـیجـم و عجـقم!!!
ــــــــــــــــــــ
ببـیـن مـنـو ، سـرتـو بـگـیـر بالا، گـریـه نکـن رفـیق،
ــــــــــــــــــــ
در عـوض یـه مـرد و یـه زن واقـعـی بـار اومـدی!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به سـلامـتـی هـمـه دهـه شـصـتـی ها
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 12:35
+6
parisa
parisa
در CARLO
برگ از درخت خسته میشه


پاییز بهونست خوشگلم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 12:27
+8
saman
saman
یک نفر اینجا به اندازه ی تمام یک نفرهای دنیا دلش گرفته است ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 12:21
+4
parisa
parisa
برگ از درخت خسته میشه


پاییز بهونست خوشگلم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 12:19
+4
saman
saman
به سلامتی دلم ...

که برای کسی دل تنگ شده...

که حتی ...

روحش هم از این دلتنگیم ...

خبـــــــــــــر نداره....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 11:59
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
اگر درد داری ، تحمل کن روی هم که تلنبار شد دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاس کم کم خودش بی حس می شود ...
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 11:54
+7
saman
saman
نه دیگر بغض در این گلو مانده ...

نه اشکی بر دل ...

نه غباری بر لب ...

بال هم نباشد ، می پرم تا آنجایی که ماه مرا می خواند ...

نمی دانم شاد یا غمگین ...

نه بادی می وزد اینجا ... نه باران می شناسم دیگر ...

برگ ها هم خشکشان زده از این سکوت طولانی ...

احساسم بی احساس شده است انگار ...

نبض ندارند رگهایم ...

نکند مرگ اینجا باشد امشب ؟!؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 11:48
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ